تاثیر مثبت حضور بانوان در ورزشگاه‌ آزادی مافی

تاثیر مثبت حضور بانوان در ورزشگاه‌ آزادی

حضور زنان و خانواده‌ها در ورزشگاه آزادی امر مثبت و مهمی بود که پس از تلاش‌های بسیار به وقوع پیوست. در این راستا نگارنده در توئیتر طی متنی آوررده که این نخستین بار پس از انقلاب بود که خانواده‌ها توانستند در کنار یکدیگر مسابقه‌ای ورزشی را به تماشا بنشینند.
مردم نگرانند اما انگار دولت را باکی نیست درایتی

مردم نگرانند اما انگار دولت را باکی نیست

سخن از نبود شفافیت در کار دولت از دیرباز وجود داشته و مردم را نگران می‌کند. در یک مقطع دو، سه ماهه اتفاقاتی در حوزه‌های اقتصادی اعم از نرخ ارز، سکه و طلا رخ داده که هیچ گزارش و اظهارنظر درستی راجع به دلایل این اتفاقات و چگونگی شکل‌گیری‌اش ارائه نمی‌شود که احتمالا به وزرا یا خود رئیس‌جمهور برمی‌گردد.
دوشنبه ۰۴ تير ۱۳۹۷ - 2018 June 25
کد خبر: ۱۰۰۳۲۲
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۲
نویسنده: بهروز شیخ رودی
تدبیر24»نام بزرگ آیت الله هاشمی به عنوان یک برند شخصی،سیاسی درس هایی برای ما دارد؛ درس هایی که با شناخت آن ، این روزها پس از یکسال از ارتحال ایشان و در شرایطی که فقدان حضور و حیات آیت الله هاشمی در جامعه احساس می شود ، اما این احساس توآمان با حس زنده بودن و حضور ایشان در پس بشارتها و تدابیری که درباره برخی موضوعات در زمان حیاتشان ترسیم نمودند،سبب شده است تا این روزها بهتر فلسفه اشاره به زنده بودن هاشمی در پیام امام خمینی (ره) را درک کنیم، در ادامه در چارچوب قوائد نام های شخصی،سیاسی به راز زنده بودن نام آیت الله هاشمی می پردازیم..

همراه توسعه
جایگاه هر برند شخصی،سیاسی در دو بعد مختلف یعنی موقعیت در بازار و ذهن مخاطبان قابل بررسی است. در مورد آیت الله هاشمی هم ما اگر بخواهیم از نقطه نظر برند سازی به جایگاه ایشان توجه کنیم باید دو بعد یاد شده را بررسی کنیم. بر همین اساس در حوزه بازار ایشان علی رغم رد صلاحیت و بازماندن از حضور در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال 1392،نه تنها توانستند شرایط رقابت ها را به گونه ای با استفاده از ارزش ویژه نام خود تحت تاثیر قرار دهند بلکه در انتخابات مجلس خبرگان رهبری سال 1394 حائز بالاترین میزان آرای مردم در انتخابات شوند، در حقیقت ایشان علی رغم تغییرات شرایط مختلفی که می توان برای بازار چه از جنبه سیاسی،اجتماعی،قانونی و... قائل شد جایگاه خود را حفظ کردند و علی رغم حفظ سهم بازار می توان به جرات گفت که سهم بازار خود را با استفاده از هوش وافری که داشتند توسعه دهند و بسیاری از منتقدان و مخالفانشان را به دوستداران و هواداران خود بدل نمایند، این توسعه در سهم بازار با رویکرد های توسعه گرایانه شخصی آیت الله هاشمی همسو است؛ چه در رویکردهای توسعه فردی که ما می بینیم ایشان در خاطراتشانبابیاناینکهمنجزواولینطلبه‌هاییبودمکهرادیوخریدمبه بخشی از این روحیه فردی را که تا پایان عمر همراهشان بود اشاره می کنند.
با مردم
در بعد جایگاه آیت الله هاشمی در ذهن مخاطبان هم باید به این نکته توجه داشت که ایشان و هر برند شخصی،سیاسی مجموعه متنوعی از مخاطبان در سطوح تاثیر گذاری متفاوت دارد،اما با توجه به اینکه ایشان در انتخابات یعنی یک منصب مبتنی بر رای مردم شرکت می کردند و رای مردم را کسب می کردند، ما در تحلیل جایگاه ذهنی باید به جایگاه ایشان در ذهن رای دهندگان توجه کنیم؛ چیزی که به گمان می توان گفت خود ایشان نیز مخاطب اصلی شان را مردم در نظر گرفته بودند و نه جریان یا گروه سیاسی خاصی، بر همین اساس شاهد انتخاب نام خبرگان مردم برای آخرین لیستی که آیت الله هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری سال 1394 سر لیستی آن را در کنار حضور جمعی از افراد نزدیک و همسو با ایشان شاهد هستیم. از این منظر هم باید توجه کنیم که اساسا مردم یک مجموعه یک شکل و هم عقیده نیستند و نخواهند بود اما آنچه که در تحلیل جایگاه آیت الله هاشمی در ذهن مردم از منظر رای دهندگان در انتخابات باید به آن توجه ویژه کرد هاشمی ای است که میخواهند به او رای بدهند و پس از 6 سال برای استفاده از فرصت قانونی تبلیغات انتخاباتی می بینند، نه هاشمی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا رئیس جمهور پیشین است و مطمئنا این هاشمی جایگاهش با آن هاشمی در ذهن مردم متفاوت است.بر همین اساس است که ما شاهدیم بر خلاف تمام روایت های رقبا و دشمنانش که از او شاه،عالیجناب،اشرافی و هزاران عبارت و توصیف دیگر برای جایگاه یابی در مقابل هاشمی ساختند و خواهند ساخت، او علی رغم آنکه سوار بر بنز سورمه ای تشریفات است اما مثل هر شهروند عادی دیگری که ممکن است این حادثه ناگوار برایش رخ دهد در بیمارستان دولتی شهدای تجریش جان به جان آفرین تسلیم می کند. مطمئنا از این وجه یعنی جایگاه آیت الله هاشمی در ذهن مخاطبان شاهد تغییر طبقه ذهنی مردم نسبت به ایشان بوده ایم و از این به بعد هم خواهیم بود،در واقع باید گفت هاشمی همانطور که در توسعه سهم بازار یعنی افزایش جامعه مخاطبان ورای دهندگان خود موفق شد، در ارتقاء جایگاه نام و برندشخصی،سیاسی خود در ذهن مردم نیز موفقیت های ویژه ای کسب کرد، زیرا مخاطب اصلی خود را مردم قرار داده بود و حتی در دیدارهای محدود خود از زاویه ای سخن میگفت که انعکاس رسانه ای آن جلب توجه و احساس را در میان مردم ایجاد می کرد.
 وفاداربه اصل
جوهره برند که نقطه کانونی هویت برند است مطمئنا اگر تغییرات عمده ای کند آن برند دیگر آن برند قبلی نیست و یک برند جدید است،توییت حاج قاسم سلیمانی که توییت کردند؛هاشمی همان بود که از ابتدا بود و تا انتها بود هم مویدی بر این وفاداری است؛ در مورد برند شخصی آیت الله هاشمی باید گفت ما تغییراتی که شاهدیم بیشتر به علت وفاداری ایشان به آن جوهره کانونی در تغییرات شرایط بازار است، البته این تغییرات شرایط بازار لزوما نباید با انتخابات های دهه اخیر سنجیده شود، همسر شهید باکری آنگونه که خودشان گفته اند روزگاری که آیت الله هاشمی در سالهای آغازین دوره سازندگی در نماز جمعه از بازار آزاد و مصرف و مباحثی مثل ازدواج موقت و... بحث کردند، از منظر خودشان به عنوان یک انقلابی 57 ایشان نامه ی تندی نوشته اند و از موضع یک انقلابی انتقادات خود را مطرح می کنند، اما بعدها خودسرکار خانم چهل امیرانی همسر شهید باکری در پذیرش مواضع آن روز آیت الله هاشمی بعدها می گویند" قبول کردم که این کشور فقط مال انقلابی 57 نیست" بر همین اساس و با این نکته اگر ما بخواهیم به هاشمی از زاویه سال 88 و 94 و 95 نگاه کنیم مطمئنا هم به ایشان ظلم کرده ایم و هم تحلیل درستی ارائه نمی کنیم ، باید به مجموع رفتارهای ایشان بنگریم،آنگاه در می یابیم که ایشان به اتکای همان هوش وافر که مقام معظم رهبری در پیام تسلیت خود به آن در بیان ویژگی های ایشان به آن اشاره ویژه ای داشتند متناسب با تغییرات شرایط و با وفاداری به اصل خویش (جوهره برند شخصی،سیاسی خود) نسبت به جایگاه یابی مناسب اقدام می کردند،در حقیقت آنچه که تغییر کرده هویت برند ایشان نیست،بلکه جایگاه یابی ایشان که ما به عنوان بیرونی ترین وجه ظاهری یک برند در عرصه رفتارهای سیاسی،اجتماعی و... شاهد آن بودیم تغییر کرده است.
جایگاه یابی متاثر از فرآیند موقعیت گذاری است که یک برند انجام می دهد،در حقیقت آیت الله هاشمی موقعیت گذاری هایی متفاوت داشتند که منتج به تغییرات در جایگاه یابی ایشان شد. کاپفرر برای موقعیت گذاری چهار پرسش را مطرح کرده است که ما برای تحلیل موقعیت گذاری های انجام شده با توجه به رفتار،گفتار و مواضع آیت الله هاشمی باید پاسخ های درستی برای آنها پیدا کنیم ؛ این چهار سوال عبارتند از
-    برای چه کسی؟
-    چرا؟
-    چه وقت؟
-    در مقایسه با چه کسانی؟

 پاسخ ها در تحلیل موقعیت گذاری های آیت الله هاشمی باز هم مویدی است بر اینکه هاشمیهمانبودکه بود با وفاداری به اصل خویش!
برای فهم جوهره برند شخصی آیت الله باید کارکردهای مختلف ،نقش ها و مناصب ایشان را به عنوان مجموعه دایره هایی با وسعت تاثیر متفاوت،گاها متحد المرکز، اما دائما همپوشان تصور کرد،آنگاه است که میتوان به جوهره این برند شخصی،سیاسی رسید که از شاگردی امام(ره) تا شورای انقلاب و از شورای انقلاب تا سرپرستی وزارت کشور در دولت موقت، از آنجا تا حزب جمهوری اسلامی و ریاست مجلس شورای اسلامی،رئیسشورایعالیدفاع و جانشینیفرماندهیکلقوا،ریاست جمهوری اسلامی ،ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام،یکی از ائمهجمعه موقت  تهران، ریاست مجلس خبرگان رهبری و سر آخر نمایندگی مردم در مجلس خبرگان رهبری در خلال سالهای ۱۳۶۱ –۱۳۹۵ همیشه همراه او بوده است؛ بله بدون شک سخت است! برای ما شناخت این جوهره سخت است،برای آیت الله هاشمی هم سخت تر بوده است، و همانگونه که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در پیام تسلیت تاکید کردند«اختلافنظرهاواجتهادهایمتفاوتدربرهه‌هائیازایندورانطولانیهرگزنتوانستپیوندرفاقتیراکهسرآغازآندربین‌الحرمینکربلایمعلّیبودبهکلیبگسلد» هاشمی همیشه همان هاشمی بوده و وفادار به جوهره برند شخصی،سیاسی اش.
آفرینشگر
در طراحی جوهره برند شخصی معمولا باید به سراغ کشف چیستی، کیستی،کجا بودن(موقعیت اولیه و بعد مقصد) رفت،در شناخت کیستی یعنی چه کسی بودن از آزمون های مشخصی مثل آزمون دیسک،آزمون شخصیت مایرزبریگز و شناخت کهن الگوی اسطوره ای و شناختآرکتایپیونگ (قهرماندرون) استفاده می شود. در مورد آیت الله هاشمی آنچه که به جرات با توجه به بررسی آثار حضور ایشان در صحنه های مختلف می شود گفت این است که آرکتایپیونگ (قهرماندرون)ایشان بدون شک به «آفرینشگر»نزدیک است تا «مبارز» که این را ما در طرح ریزی و آفرینشگری نهادی مثل دانشگاه آزاد یا ارایه راهکار تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به وضوح می بینیم.
ترکیب رسانه ها  
آیت الله هاشمی در برقراری ارتباط با مخاطبان به ویژه در سال های اخیر و انتخابات سال 92 و بعد از آن از استراتژی ترکیب رسانه ها بهره گیری می نمودند، خود ایشان به عنوان یک مجاهد دوران انقلاب همچنان از منبر به عنوان تاثیر گذارترین رسانه علمای شیعه در طول تاریخ در دیدارها و سخنرانی ها استفاده ویژه می نمودند،از سوی دیگر ضمن مصاحبه با رسانه های مکتوب و به قول تبلیغاتی ها BTL  از رسانه های برخط و آنلاین یا ATL  هم چه به صورت رسمی و چه تحت تاثیر قرار دادن کاربران با مواضع،خاطرات و... هم به نحو مطلوب بهره می گرفتند، البته رسانه های خط حایل بین رسانه ها بالا و پایین خط که رسانه فراگیر و در دسترس همه اقشار جامعه یعنی رادیو و تلویزیون  را در دسترس نداشتند و در تبلیغات انتخابات خبرگان رهبری پس از 6 سال در قاب تلویزیون و نوای رادیو تصویر و صدای ایشان ظاهر شد، اما ایشان با همان هوش وافر و جایگاه یابی موثر از این فقدان ارسال پیام هایشان توسط رسانه ای مثل تلویزیون و رادیو نیز با استفاده از ترکیب رسانه ها بهره بردند،جالب اینجاست که این امر تنها در سایه شناخت صحیح فرصت ها و نقاط قوت فراهم می شود و آیت الله هاشمی اینگونه چالش عدم حضور در رسانه ای مثل رادیو و تلویزیون را که برای هر برندی چه سیاسی،تجاری و اجتماعی لازم است به فرصت بدل می کنند.
نام بزرگ،جادوی زنده بودن
بدون شک نه تنها نام و یاد بلکه نهادها ،دستاوردهای فکری،اجرایی ایشان همیشه زیر سایه نام آیت الله هاشمی همانگونه که امام (ره) فرمودند هاشمی زنده است،چون نهضت زنده است در افق انقلاب اسلامی زنده خواهد بود، بر همین اساس باید گفت «نام همیشهزندهآیتالله»، این امر البته نه یک تعبیر از پیام تاریخی امام (ره) پس از ترور ناموفق آقای هاشمی،بلکه یک تحلیل در چارچوب تئوری نام های بزرگ است،اینجاست که مرز میان نام،برند و نام بزرگ یا همان ماندگار روشن مطرح می شود، همه نام ها وجود دارند،اما هر نامی برند نمی شود و همه برند ها یک نام بزرگ نمی شوند؛دنیا چه در عرصه سیاست، فرهنگ و تجارت شاهد برندهای بسیاری بوده که پس از زوال،پایان و مرگ دیگر هیچ بروز و ظهوری ندارند بلکه فقط در میان بررسی های تاریخی از آنها یاد می شود، اما نام های بزرگ کارکردهای خود را دارند در حالی که حاضر نیستند و ممکن است نه سالها که قرن ها از پایان حیات آن نام گذشته باشد،نام بسیاری ازمفاخر ادبی،سیاسی و بزرگان دینی ما در چارچوب تئوری نام بزرگ زنده اند و بر همین اساس ما مولانا،سعدی،کریم خان زند،امیر کبیر،امام خمینی(ره) را در جامعه زنده می بینیم. نام آیت الله هاشمی هم بر همین مبنا همیشه زنده است، اگر بخواهم واقعیت را بگوییم نام هاشمی هم همچون نام های بزرگی که ما مجموعه وار از یک دوران تاریخی یا یک وجه فرهنگی یا ... فرهنگ و تمدن ایرانی،اسلامی در ذهنمان دارای جایگاه ارزشمند است و به واقع زنده و سازنده است در کنار نام حضرت امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای همیشه زنده خواهد بود.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها