تاثیر مثبت حضور بانوان در ورزشگاه‌ آزادی مافی

تاثیر مثبت حضور بانوان در ورزشگاه‌ آزادی

حضور زنان و خانواده‌ها در ورزشگاه آزادی امر مثبت و مهمی بود که پس از تلاش‌های بسیار به وقوع پیوست. در این راستا نگارنده در توئیتر طی متنی آوررده که این نخستین بار پس از انقلاب بود که خانواده‌ها توانستند در کنار یکدیگر مسابقه‌ای ورزشی را به تماشا بنشینند.
مردم نگرانند اما انگار دولت را باکی نیست درایتی

مردم نگرانند اما انگار دولت را باکی نیست

سخن از نبود شفافیت در کار دولت از دیرباز وجود داشته و مردم را نگران می‌کند. در یک مقطع دو، سه ماهه اتفاقاتی در حوزه‌های اقتصادی اعم از نرخ ارز، سکه و طلا رخ داده که هیچ گزارش و اظهارنظر درستی راجع به دلایل این اتفاقات و چگونگی شکل‌گیری‌اش ارائه نمی‌شود که احتمالا به وزرا یا خود رئیس‌جمهور برمی‌گردد.
دوشنبه ۰۴ تير ۱۳۹۷ - 2018 June 25
کد خبر: ۱۰۴۹۱۹
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۴
در خیابان های تهران اگر راه بروید، می بینید بعضا مبارزان ضد استعماری و استبدادی کشور خودمان را رها کرده و نام بعضی خیابان هایمان را به اسم مبارزهای کشورهای دیگر گذاشته ایم که بعضا دفاعشان هیچ دخلی به ایران ما نداشته؛ البته ما از مناسبات دیپلماتیک بی خبریم و ضمن احترام به مقامات مبارز سایر کشورها احساس می کنیم تاریخ مبارزات داخلی ما برای مردممان مفیدتر و موثرتر و البته واجب تر باشد.
تدبیر24»آساره کیانی - در خیابان های تهران اگر راه بروید، می بینید بعضا مبارزان ضد استعماری و استبدادی کشور خودمان را رها کرده و نام بعضی خیابان هایمان را به اسم مبارزهای کشورهای دیگر  گذاشته ایم که بعضا دفاعشان هیچ دخلی به ایران ما نداشته؛ البته ما از مناسبات دیپلماتیک بی خبریم و ضمن احترام به مقامات مبارز سایر کشورها احساس می کنیم تاریخ مبارزات داخلی ما برای مردممان مفیدتر و موثرتر و البته واجب تر باشد.
همه این مقدمات برای یادآوری یک نام جهانی است که اسفند 1345 از دنیا رفت؛ دکتر محمد مصدق. مردی که اگر نبود شاید حالا نفت هم نداشتیم و از آن تاریخ به بعد تا همین حالا هیچ کوچه و محله و خیابانی به نامش نبوده.
درست است که بزرگی آدم ها به این نیست که نامشان را سردر کوچه و شهر و خیابان بزنند و آدم های بزرگ در قلب انسان خانه دارند اما  بعد از گذشت نیم قرن و بروز و ظهور سبک های نوین و ماشینی شدن و در واقع مجازی شدن زندگی و بی مشتری شدن کتاب های تاریخ، آدم های بزرگ تنها در خاطر و خاطرات افرادی می مانند که روز به روز پیرتر می شوند و مراسم تشییع آخرین بازمانده هایشان هم متشکل از جمعیتی بسیار تُنُک است که آن ها هم آمده اند برای خاطر تشییع خاطراتشان.
وقتی مثلا نام یکی از خیابان های ما خالد اسلامبولی باشد به عنوان فردی که این نام هر چند روز یکبار ممکن است توی صورتتان برخورد کند، احتمالش زیاد است که جویا شوید این آقای اسلامبولی کیست؟ پس ممکن بود مصدق هم تا این حد در میان نسل جوان ناشناخته نمی ماند اگر توی این همه سال یک خیابان یا کوچه ای به اسمش بود.
این که چه شد که این همه سال مخالفت هایی جدی به ویژه از سوی اصولگراها(زمانی که در مسند قدرت بودند) با این نامگذاری صورت گرفت، واضح و البته منطقی نبوده و شاید به همین دلیل بود که سرانجام در پنجمین دوره شورای شهر تهران که یک لیست کامل از اصلاح طلب ها توانستند به شورا راه پیدا کنند، کمیسیون فرهنگی  بالاخره پیشنهاد کرد که خیابانی را برای دکتر به نام بزنند و به نظر می رسد که اعضای شورا هم همسو با این پیشنهاد تغییر نام خیابان مذکور را تصویب کنند.
اما قرعه کدام خیابان به نام محمد مصدق افتاد؟ خیابانی که از دوره میرزا محمد تقی‌خان فراهانی، به «امیرآباد» معروف شد؛ آن هم به این دلیل که امیرکبیر باغ های متعددی را در آن منطقه احداث کرده بود آن هم برای احیای اراضی آنجا؛ امیرکبیر هم از آن شخصیت های دوست داشتنی تاریخ ایران است و شاید کاری که آن موقع انجام داد مثل این باشد که مثلا محمدباقر قالیباف(شهردار سابق تهران) که هوادارانش در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری به او امیرکبیر تهران می گفتند، به جای اهداء ملک هایی -که آن زمان با عنوان نجومی شهره شد- به مدیران شهری در مناطق شمالی تهران، مجوزهای ساخت و ساز یا حتی همان ملک های اهدایی را در مناطقی مثل دروازه غار تهران یا شوش می داد که پُراند از آسیب های متنوع اجتماعی و اقتصادی و بافتی تا شاید آن ها هم یک روز تبدیل به امیرآباد شوند.
امیر آباد یکی از محله های تهران است  که به دل می نشیند؛ گربه های چاق دارد و قزل قلعه ای که یک زمانی زندان بود و حالا یک مرکز میوه و تره بار بزرگ شده، در کنار فروشگاه شهروند. اسمش از بعد از انقلاب،  کارگر شد؛ اما تا همین تاریخ یعنی اسفند 96،  هیچکس کارگر صدایش نزد مگر در مناسبتهای کاغذی و آدرس دادن های رسمی.
زمین های امیرآباد در اواخر جنگ دوم جهانی در اختیار ارتش قرار گرفت و نظامی های آمریکایی در آن جا ساخت و ساز کردند؛ این زمین ها بعدا به تملک دانشگاه تهران در آمد تا همین طور به رونق محله افزوده شود و البته نامش امیرآباد ماند.
با نهایت احترام به همه آنهایی که نامشان روی خیابان هست اما کسی(بعضی از این خیابان ها را) به نام جدید صدا نمی کند. مردم نشان داده اند تا خودشان نخواهند هیچ کس نمی تواند  اسم  خیابان هایشان را به آن ها دیکته کند. خیابان هایی نام خود را حفظ کرده اند که با فرهنگ و زندگی روزمره شان گره خورده اند و همین طور دهان به دهان نامشان منتقل شده به نسل بعد؛ خیابان یوسف آباد هنوز یوسف آباد است و کسی آن را خیابان جمال الدین اسدآبادی صدا نمی زند. خیابان نارمک، نارمک است و خیابان وثوق یا دکتر آیت را کسی بر زبان نمی آورد. مجیدیه،  استاد حسن بنا، نمی شود. کسی به گیشا نمی گوید کوی نصر. جهان کودک و زعفرانیه و دولت و نیاوران و اقدسیه و جردن و توپخانه و سپه و... هم همین طور یا همان خالد اسلامبولی خودمان؛ هنوز وزراست.
البته اگر اسم خیابان امیرآباد تبدیل شود به مصدق، این طور نمی شود که کارگرهای زحمتکش، دیگر خیابانی نداشته باشند؛ از انقلاب، کارگر دو تا می شود؛ شمالی اش امیرآباد است و جنوبی اش برای کارگرها می ماند؛ نامی که شاید بیشتر با پایین شهر و احوال کارگرها همخوانی داشته باشد. کسی چه می داند شاید هم مردم،  امیرآباد را مصدق صدا زدند مثل خیابان کوروش کبیر یا همان جاده قدیم شمیران که شریعتی خیلی خوب روی آن نشست و حالا هیچکس نمی گوید کوروش.
این که چرا از این همه خیابان، امیر آباد(کارگر)انتخاب شد هنوز معلوم نیست و  کسی هم از گزینه های مُجاز اطلاع ندارد.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها