دلواپسان در خط مقدم کودتای ارزی هشی

دلواپسان در خط مقدم کودتای ارزی

این روزها بازار ارز و سکه با چنان نوساناتی مواجه شده‌ که هیچ ‌کارشناسی این تحولات را مبتنی بر منطق علم اقتصاد نمی‌داند.برخی تحلیلگران این روند را برگرفته از روابط بین‌المللی ایران و حضور خارجی‌ها در بازار ایران می‌دانند و عده‌ای دیگر انگشت اتهام را به سمت مخالفان داخلی دولت نشانه می‌روند و آنها را متهم به دستکاری در بازار می‌کنند.
رقص تیترهای شکلاتی در جاده های روزنامه ای آساره کیانی

رقص تیترهای شکلاتی در جاده های روزنامه ای

از لابه لای محرومیت های روزنامه ای، مهاجرت ها و محدودیت های قلمی؛ دوستت دارم روزنامه
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - 2018 August 20
کد خبر: ۱۱۲۹۷۵
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۷
مرد میانسال که در یک میهمانی دوستانه، یکی از قویترین مردان ایران را به قتل رسانده در بازجویی‌ها مدعی شد هنگام ارتکاب این جنایت مست بوده و چیزی به یاد ندارد.
تدبیر24»مرد میانسال که در یک میهمانی دوستانه، یکی از قویترین مردان ایران را به قتل رسانده در بازجویی‌ها مدعی شد هنگام ارتکاب این جنایت مست بوده و چیزی به یاد ندارد.
در این حادثه که نیمه شب پنجشنبه ۱۱ مرداد رخ داد جوانی به‌نام علی که از قهرمانان بدنسازی کشور بود و در برنامه «قویترین مردان ایران» نیز مقام کسب کرده بود با شلیک گلوله از تفنگ ساچمه‌ای به قتل رسید و در این رابطه دو نفر از دوستانش دستگیر شدند. از آنجایی که متهم در شب حادثه مشروب خورده و حال جسمی خوبی نداشت صبح دیروز برای تحقیقات به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد.

اردلان، متهم اصلی پرونده در تحقیقات گفت: هیچ چیز به یاد ندارم، تنها چیزی که به خاطر دارم این بود که با علی و بابک داخل اتاق نشسته بودیم و بعد از آن خودم را در کلانتری دیدم. اصلاً نمی‌دانم در این مدت چه اتفاقی افتاد. اسلحه را سه سال قبل خریدم و یکبار هم، همان سه سال قبل در لواسان آن را امتحان کردم و دیگر از آن استفاده نکردم. به غیر از این اسلحه شکاری که مجوز هم دارد یک اسلحه بادی هم داشتم که آن را از فروشگاه لوازم ورزشی خریده بودم.

بابک، دوست مقتول ومتهم، تنها شاهد این جنایت است. وی به تشریح جزییات شب حادثه پرداخت.

چند وقت است مقتول را می‌شناسی؟

۲۰ سالی می‌شود.علی مربی باشگاه بدنسازیمان بود. بعد از مدتی خودمان باشگاه زدیم. من و علی ساکن تهرانپارس هستیم و اردلان در غرب تهران سکونت دارد. چند روز بعد عروسی خواهرم است، آن شب برای علی کارت عروسی بردم و بعد باهم به خانه اردلان رفتیم تا به او هم کارت عروسی بدهیم. اردلان ما را به خانه‌اش دعوت کرد. برای اولین بار به خانه او رفتیم.

چه مدت آنجا بودید؟

نیم ساعتی نشسته بودیم که همسرم زنگ زد و سراغم را گرفت. خانه اردلان دوبلکس است. به سرویس بهداشتی رفتم تا آبی به سر و صورتم بزنم. وقتی برگشتم اردلان را دیدم که اسلحه‌اش را به طرف علی گرفته است. به او گفتم چکار می‌کنی؟ اردلان به علی گفت تکان بخوری شلیک می‌کنم. علی با تعجب به او گفت چکار می‌کنی؟ ناگهان اردلان شلیک کرد، شدت تیراندازی در حدی بود که در خانه هم تخریب شد. هیچ اختلاف و درگیری نبود و اردلان بی‌دلیل شلیک کرد.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

اردلان اسلحه را زیر تخت در اتاق خواب پنهان کرد و خواست از خانه فرار کند. علی داد زد کمکم کنید. اردلان بعد از تیراندازی از خانه خارج شد، دنبال او رفتم و چند بار در راه با هم درگیر شدیم تا اینکه بالاخره داخل حیاط او را گرفتم. بعد هم به اورژانس و پلیس زنگ زدم و علی را به بیمارستان بردند که متأسفانه فوت کرد.

قبلاً اسلحه را دیده بودی؟

نه؛ اصلاً، اولین بار بود به خانه او می‌رفتم.

مقتول ورزشکار بود؟

بله، او چندین مقام قهرمانی در بدنسازی داشت و در مسابقه قوی‌ترین مردان ایران هم شرکت کرده بود.

اردلان و بابک به دستور بازپرس محسن مدیر روستا بازداشت شدند و برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفتند.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها