کد خبر: ۱۱۸۱۸۱
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۸
وحید جلیلی از هیاهوی چند رسانه تندرو نترسیده و از ساخت فیلم متری شیش و نیم ستایش کرده است: " انتظار نداشتند فیلم دوم سعید روستایی چنین فیلمی شود و در آن چنین تصویری از نیروی انتظامی و قوه قضائیه ارائه شود
تدبیر24»حالا حتمن رسانه های تندرو سرگیجه گرفته اند، همان چند رسانه ای که به مسعود فراستی مدام خرده می گیرند که چرا فیلم هایی را ستایش می کند که محمد صادق رنجکشان هزینه شان را تقبل کرده است.با اعلام صریح نظر وحید جلیلی و ستایش متری و شیش لابد مانده اند چه بگویند

سیدجمال ساداتیان، تهیه کننده خوش نام سینما در نشست خبری فیلم متری شیش و نیم در سینمای اهالی رسانه در سینما پردیس ملت گفت:" فیلم متری شیش و نیم به جهت ساخت لوکیشن ها و استفاده از ده هزار هنرور پروژه سختی بود که اگر سرمایه گذاری" محمد صادق رنجکشان " نبود امکان خلق آن برایم وجود نداشت" اما چند رسانه تندرو با کلید واژه های تکراری "ورود پول مشکوک به سینما" بدون ارائه یک برگ سند، این فیلم را زیر سوال بردند.

وقتی مسعود فراستی در ویژه برنامه اعلام کرد:" دومین فیلم سعید روستایی را بر خلاف فیلم اولش پسندیده است" آب بسیار یخی بر رسانه های تندرو پاشید.

شدت این هوک راست چنان بود که آنها دو روز سکوت کردند، اما از روز سوم با پیش کشیدن انتقادات فراستی به فیلم " شبی که ماه کامل شد" به این منتقد محبوب خود رحم نکردند و تا توانستند به او تاختند که چرا از فیلمی تعریف کرده که سرمایه گذارش محمد صادق رنجکشان است!

سی ام بهمن اما متن سخنرانی از وحید جلیلی، مسئول شورای سیاست گذاری جشنواره عمار در نشست «گفتار عصر» با موضوع عبور از «سینمای ایالات متحده تهران شمالی» در حسینیه هنر مشهد رسانه ای شده که به عنوان هوک چپ، اساسی ست و لابد چند روزی این دسته رسانه را چند روزی به اغما می برد.

وحید جلیلی گفته است:" فیلم درخشان «متری شش و نیم» به نظرم یک گام خیلی بلند رو به جلو بود برای کارگردانش و به نظر من بسیار فیلم خوب و درخشانی بود به معنای واقعی کلمه. این فیلم هم باز آن تصویری که روشنفکرمآب ها و غربزده ها می خواهند از ایران ارائه نمی کند.

جلیلی با نام بردن از دو فیلم " شبی که ماه کامل شد" و " رد خون" در کنار "شیش و نیم متر" افزوده است: " این فیلم ها اتفاقاً فیلم های واقع بین تر و جامع بین تری هستند یعنی تلخ ترین واقعیت ها را می گویند، زشت ترین صحنه ها را که در این کشور اتفاق افتاده به تصویر می کشند ولی زاویه دیدشان زاویه دید توریستی نیست. بلکه زاویه دیدی است که ته ته اش مصالح ملی و آینده ایران برایش مهم است و نگاه رو به آینده و رو به جلو دارد.بحمداالله اکنون در آیینه یا ویترین جشنواره سی و هفتم وقتی که نگاه می کنیم می بینیم کسانی که نگاه های ملی دارند و نگاه های مریض ندارند جایگاه بسیار خوبی پیدا کرده اند با تلاش خودشان. فیلم های بسیار خوبی ارائه کرده اند. باید از اینها دفاع کرد. باید از اینها حمایت کرد و از سینمای ملی در برابر سینمای سانسور دفاع کرد و کلید واژه های این جنگ را ساخت.


او تاکید کرد:" همان طور که آنها کلیدواژه می سازند، گزاره تولید می کنند، رسانه هایشان را بسیج می کنند، از لس آنجلس تا تهرانجلس مشغول هستند. مفصل و حتماً از جشنواره امسال احساس خطر خیلی جدی خواهند کرد. به نظرم خیلی شوکه شده اند. اینها اصلاً انتظار نداشتند فیلم دوم سعید روستایی چنین فیلمی ساخته بشود و در آن یک چنین تصویری از نیروی انتظامی و از قوه قضائیه ارائه بشود. ما نیازمند نقد سینما هستیم ما در ایران نقد فیلم زیاد داریم ولی نقد سینما نداریم و به نظرم یکی از اشتباهات بزرگ و استراتژیک این بوده است. ما تا دلتان بخواهد منتقد فیلم داریم. فیلم را با خودش می سنجند. چهار نفر نداریم که بگویند خیلی خوب اگر کل سینمای ایران یک فیلم باشد چه سکانسی در آن غائب است امروز ما مردم نیازمند نقد سینما هستیم. کلیت سینمای ایران چه خلأهایی دارد، چه کژتابی هایی دارد و اینها چگونه باید کامل بشود یا تصحیح بشود. ما به نظرم یکی از کارهایی که امروز باید بکنیم همین بررسی هالیوود است. خیلی نگاه ما نسبت به هالیوود سطحی و رقیق است و ادبیات هالیوودشناسی مان."

 

گزیده ای از دیگر گفته های وحید جلیلی

یک جایی عرض کردم که جشنواره امسال، یا بهترین یا یکی از بهترین جشنواره های ۲۰ سال اخیر کشور بود، اما بعضی دوستان اعتراض کردند که امسال بدترین دوره جشنواره فیلم فجر بوده، به خاطر اینکه درآن فیلم های سیاه، فیلم های نامربوط کم نبوده است. من عرض کردم که واقعیتش این است که روشنفکرمآب ها و غربزده ها در ایران حرفشان این نیست که بگذارید ما هم حرف بزنیم، بگذارید ما هم مثلاً فیلم بسازیم، بله شعارشان و ویترینشان این است. اما اگر کسی واقعیت این جریان را از همان بدو شکل گیری اش تا به امروز بررسی کند خواهد دید که حرف اصلی اینها این است که یک سری فیلم هایی و حرف هایی نباید زده بشود، یعنی جریان روشنفکری در ایران اتفاقاً جریان حذف است.

  • همین هفت، هشت و ۱۰ تا فیلمی که امسال حالا هر کدام به نوعی به این حوزه ها پرداخته بودند به نظرم یک گام بلند به پیش و یک موفقیت بزرگ است. یکی از توانمندترین سینماهای جهان را داریم به برکت انقلاب اسلامی امروز ما یکی از توانمندترین سینماهای جهان را داریم یعنی سینمای جمهوری اسلامی از لحاظ توان تولید کمی و کیفی از اکثر کشورهای اروپایی جلوتر است، ما جزو ۱۰ ،۱۵ کشور اول جهان هستیم حالا به غیر از آمریکا و هند، هالیوود و بالیوود که با یک فاصله معناداری از همه کشورها در تولید سینمایی جلوتر هستند، بعدش ۱۰ ،۱۲ کشور هستند که اینها سالانه بیش از ۱۰۰ فیلم را می توانند تولید کنند که یکی از آنها جمهوری اسلامی است.

  • این حرفی نیست که بنده بزنم، آقای میگوئیل لیتین یکی از مشهورترین فیلمسازان آمریکای لاتین است و دنیا او را می شناسد، ایشان دو سال پیش به دعوت جشنواره مردمی فیلم عمار آمده بود ایران، بعضی از فیلم های ما را که دید فیلم «چ» آقای حاتمی کیا و فیلم «یتیم خانه ایران» آقای ابوالقاسم طالبی را که دید کلاه از سرش افتاد، به من می گفت که من از ایران فقط عباس کیارستمی را می شناختم و به فیلم های او هم علاقه مند هستم اما برای من واقعاً جای تعجب است که چرا جهان ابوالقاسم طالبی را نمی شناسد، ابراهیم حاتمی کیا را نمی َشناسد؟! این را چنین آدمی می گوید که برای نخستین بار آمده بود ایران، هیچ تعلق خاطر خاصی هم به مثلاً جمهوری اسلامی یا حزب اللهی ها ندارد و به عنوان یک آدم حرفه ای سینما این حرف را می زند. همان فضایی که در جهان در انکار سینمای انقلابی و سینمای جمهوری اسلامی به این معنا که عرض کردم وجود دارد در داخل هم توسط من تبع غرب دارد اعمال می شود یعنی اگر شما شاهکارهای سینمایی هم بسازید این فضای پیرامونی که در سینما یک اقلیتی آمدند آن را شکل داده اند، تحقیرش می کند.

    در همین یکی دو روز شما ببینید حملاتی که صورت گرفته نسبت به فیلم های برجسته ای که در جشنواره امسال حضور داشتند. رسماً با صراحت کامل می‌گویند که هر فیلمی که اشتراکاتی با روایت رسمی داشته باشد این موجب ناامیدی است. اگر یک فیلم سینمایی متوسط بلکه ضعیف بسازید و در آن، با روایت غرب از انقلاب ایران و از جامعه ایران و از جمهوری اسلامی همراهی کنید شما سینماگر هستید، شما هنرمند هستید، شما آدم آزاده ای هستید اما اگر روایتی به دست بدهید که آن روایت، با حکومت منتخب این ملت همدلی داشته باشد نه تنها محتوای شما محکوم است بلکه شما اصلاً سینماگر هم محسوب نمی َشوید. این کمدی تراژدی که در فضای پیرامونی سینمای ایران وجود دارد باید شکسته بشود و امسال به نظر من تا حد قابل توجهی و امیدوار کننده‌ای این اتفاق افتاده و باید این را ادامه داد.
    کلیدواژه هایی که سینمای ملی را تضعیف می کنند در سال های متمادی، کلیدواژه هایی به فضای پیرامونی سینمای ایران تزریق شد که آنها واقعاً بسیاری از ظرفیت ها را ضایع کردند. مثلاً سینمای سفارشی و یا سینمای نفتی و از این دست واژگان. جالب اینجا است که بعضاً این ادبیات و این کلیدواژه ها توسط مهم ترین رسانه های رسمی نظام تبلیغ می شوند. فشار روانی روی سینمای ایران خیلی سنگین است و تا این فشارها را دقیقاً ما در نظر نیاوریم و مرور نکنیم آن موقع ارزش کار بعضی از این کارگردان ها و تهیه کننده هایی که به سمت بعضی از موضوعاتی که از لحاظ جریان غربزده خط قرمز محسوب می شود، می روند، مشخص نخواهد شد. برای نخستین بار بعد از ۳۰ سال یک فیلم راجع به مرصاد ساخته شده است، جالب نیست؟

  • سینمایی که هر سال دارد ۱۰۰ فیلم در آن ساخته می شود بعد ۳۰ سال راجع به عملیات مهم و دراماتیکی مثل مرصاد یک نفر جرئت می کند، فیلم بسازد. حتی انجمن سینمای دفاع مقدسش هم در طول ۳۰ سال گذشته یک فیلم راجع به مرصاد جرئت نکرده است بسازد. سینمای ایران وضعیتش بشدت غیرطبیعی است و در سالیان زیاد این وضعیت مصنوعی بر سینمای ایران حاکم شده است. بسیاری از واقعیت ها، وقایع، ماجراها، قهرمان ها و پدیده ها در آیینه سینمای ایران، منعکس نمی شود، در حالی که تمام اینها در آیینه سینمای آمریکا منعکس می شود. آنها راجع به تمام مقاطع تاریخشان فیلم دارند. راجع به قهرمان هایشان فیلم دارند. راجع به پدیده های دینی شان فیلم دارند

  • من همیشه مثال کلیسا را می زنم. ما همگی کلیسا را کامل می َشناسیم با اینکه شاید یک بار هم کلیسا نرفته باشیم. همه ایرانی ها کلیسا را می شناسند.از کجا می شناسیم؟ جز از طریق سینما و تلویزیون! مگر تعداد آدم هایی که در غرب در یکشنبه ها به کلیسا می روند از تعداد کسانی که در ایران به نماز جمعه می روند درصدش بیشتر است؟ ولی شما یک پلان نماز جمعه در ۴۰ سال گذشته در هیچ سریال تلویزیونی و در هیچ فیلم سینمایی نمی بینید.


    سریال های جمهوری اسلامی هیچ وقت به خیالشان هم خطور نمی کند سراغ چنین چیزهایی بروند چون بلافاصله متهم خواهند شد.همین راهپیمایی ۲۲ بهمن که در آن شرکت کردیم.هر کدام از ما راهپیمایی که می رویم از موقعی که آماده می شویم تا موقعی که حرکت می کنیم، می رویم و برمی گردیم یک خاطره ای و یک تجربه ای برای ما شکل می گیرد و با توجه به این و با اینکه در این وقایع مضامین دراماتیک بسیاری وجود دارد؛ یک پلان راهپیمایی در هیچ سریال جمهوری اسلامی در هیچ فیلم جمهوری اسلامی به چشم نمی خورد. حتی در کار کارگردان های حزب اللهی! اگر به تاریخ رجوع کنیم که این مثال ها فراوان تر هستند. واقعه گوهرشاد خیلی مثال خوبی است. واقعه ای به این عظمت داریم و ۴۰ سال بعد از انقلاب هنوز یک کار داستانی متوسط هم در این مورد نداریم. چرا چون دراماتیک نبوده؟! ازاین سنخ ماجراها ما کم نداریم. مگر سینما چه می خواهد؟ سینما ماجرا می خواهد، قهرمان می خ ۱۰۰۰ و شما در طول ۱۰۰۰ سال گذشته در تاریخ ایران، مقطعی را به اندازه مقطع ۴۰،۵۰ سال اخیر نشان بدهید که ایران به این اندازه ماجرا از سر گذرانده باشد و به این تعداد قهرمان داشته باشد.

 

  • یکی از مایه های افتخار جشنواره اخیر است که همین کارهایی که الان متهم شدند اینها با حاکمیت هستند و فیلم سفارشی می سازند و اینها از لحاظ سینما، از لحاظ التزام به فرم، کشش، تعلیق، قابلیت های تصویری، فیلمبرداری، تدوین، صحنه آرایی قابل اعتنا هستند، می بینی برای پلان به پلان فیلمشان چه زحماتی کشیده اند. مثلاً سرکار خانم آبیار، تهیه کننده اش می گفت آقا اصلاً کسی نمی خواهد در این مورد فیلم بسازد، فقط دو روز بیایید برویم کویته آنجا زندگی کنید. یا فیلم «رد خون»، یا فیلم درخشان «متری شش و نیم» که به نظرم یک گام خیلی بلند رو به جلو بود برای کارگردانش و به نظر من بسیار فیلم خوب و درخشانی بود به معنای واقعی کلمه. این فیلم هم باز آن تصویری که روشنفکرمآب ها و غربزده ها می خواهند از ایران ارائه نمی کند. همه این فیلم ها اتفاقاً فیلم های واقع بین تر و جامع بین تری هستند یعنی تلخ ترین واقعیت ها را می گویند، زشت ترین صحنه ها را که در این کشور اتفاق افتاده به تصویر می کشند ولی زاویه دیدشان زاویه دید توریستی نیست. بلکه زاویه دیدی است که ته ته اش مصالح ملی و آینده ایران برایش مهم است و نگاه رو به آینده و رو به جلو دارد.بحمداالله اکنون در آیینه یا ویترین جشنواره سی و هفتم وقتی که نگاه می کنیم می بینیم کسانی که نگاه های ملی دارند و نگاه های مریض ندارند جایگاه بسیار خوبی پیدا کرده اند با تلاش خودشان. فیلم های بسیار خوبی ارائه کرده اند. باید از اینها دفاع کرد. باید از اینها حمایت کرد و از سینمای ملی در برابر سینمای سانسور دفاع کرد و کلید واژه های این جنگ را ساخت.

    همان طور که آنها کلیدواژه می سازند، گزاره تولید می کنند، رسانه هایشان را بسیج می کنند، از لس آنجلس تا تهرانجلس مشغول هستند. مفصل و حتماً از جشنواره امسال احساس خطر خیلی جدی خواهند کرد. به نظرم خیلی شوکه شده اند. اینها اصلاً انتظار نداشتند فیلم دوم سعید روستایی چنین فیلمی ساخته بشود و در آن یک چنین تصویری از نیروی انتظامی و از قوه قضائیه ارائه بشود. ما نیازمند نقد سینما هستیم ما در ایران نقد فیلم زیاد داریم ولی نقد سینما نداریم و به نظرم یکی از اشتباهات بزرگ و استراتژیک این بوده است. ما تا دلتان بخواهد منتقد فیلم داریم. فیلم را با خودش می سنجند. چهار نفر نداریم که بگویند خیلی خوب اگر کل سینمای ایران یک فیلم باشد چه سکانسی در آن غائب است امروز ما مردم نیازمند نقد سینما هستیم. کلیت سینمای ایران چه خلأهایی دارد، چه کژتابی هایی دارد و اینها چگونه باید کامل بشود یا تصحیح بشود. ما به نظرم یکی از کارهایی که امروز باید بکنیم همین بررسی هالیوود است. خیلی نگاه ما نسبت به هالیوود سطحی و رقیق است و ادبیات هالیوودشناسی مان.

    -خیراً دیدم یکی از این دوستان منتقد فیلم یک یادداشتی نوشته بود در سایتش که بابا صد رحمت به عمار، اسکار دیگر گندش را در ایدئولوژیک بودن و سیاسی بودن درآورده است. گفته اینها از عمار هم جلو زدند. البته من چند سال پیش جوابش را داده بودم و یک یادداشتی منتشر کردم با عنوان «راه دراز عمار تا اسکار»، گفتم ما خیلی هنوز فاصله داریم تا به اندازه اسکار ایدئولوژیک و سیاسی بشویم.امیدواریم یک روز به آن مرتبه برسیم.

  • اسکاری که می آید به آرگو جایزه می دهد. یک تیتری آن سال من ساختم گفتم سینما برای سینما، هنر برای هنر و اسکار برای آرگو، آرگو یک فیلم متوسط تلویزیونی است. در مقابل فیلم اسپیلبرگ به فیلم آرگو جایزه دادند یعنی در شرایطی که حرفه ای ترین سینمای جهان می‌گوید بعد رسانه ای سینما برای من مهم است، هنر، صنعت، رسانه، یک عده توی ایران علم برداشتند که سینما فقط فرم است. یعنی چی سینما فقط فرم است؟ بعضی دوستان نزدیک خود ما به این دامن می زنند. کی گفته سینما فقط فرم است؟ اگر سینما فقط فرم باشد که باید کل سینما را تعطیل کنید. سینمای ایران را باید تعطیل کنید. چرا؟ چون به اندازه خوراک سینماهای ما و تلویزیون ما به اندازه کافی در طی سال شما می توانید فیلم هایی از دنیا که این به اصطلاح ملاک ها را دارند پیدا کنید که با ممیزی های جمهوری اسلامی هم قابل پخش باشد. مگر سینما فقط فرم نیست؟ خب درها را باز کنید از سینمای آمریکا، سینمای هند، سینمای چین، سینمای اروپا سالی ۱۰۰ فیلم گزینش کنید بیاورید توی سینما پخش کنید که تراز سینمایی شان هم خیلی بالا است و به قول شما حرفه ای و فنی هم ساخته شدند.

  • فوتبال ایران را هم تعطیل کنید چون فوتبال هم یک پدیده مدرن است مثل سینما دیگر. اگر فوتبال آن چیزی است که بارسلونا و رئال مادرید بازی می کنند خب ما چه نیازی داریم برویم بازی ابومسلم و شموشک نوشهر نگاه کنیم. ابومسلم چندم است اکنون؟ ببینید می خواهم بگویم این به اصطلاح دقایق نرمی که وجود دارد این بحث ها دیده نمی شود که آقا آن کسی که مثلاً می رود بازی نساجی مازندران را می بیند می داند که این بازی که اینها دارند می کنند در حدی است که مثلاً می تواند توی خانه اش بنشیند همان روز بازی مستقیم فلان و فلان را ببیند، ولی جنبه ی ملی کار برایش یک ارزشی دارد، در سینمای ایران هم همین گونه است. مهم ترین رسانه جمهوری اسلامی سربزنگاه درست عمل نمی کند

  • ۳۰ سال می خواهند یک فیلم بسازند راجع به خانواده حزب اللهی، به کی می دهند؟ به کسی که خودش هیچ سنخیتی با یک خانواده حزب اللهی ندارد. می شود گرگ ومیش. هیچ ادعایی هم در این زمینه ندارد طفلی. ۱۰ رقمی ساخته. سعادت آباد ساخته. آخر بازی ساخته، به این می گویند تو بیا خانواده مثلاً چند شهیده را بساز. خب او چه درکی دارد از این ماجرا؟ خب معلوم است او هم روایت خودش را می سازد دیگر. می شود مثل همان ماجرای بچه پولداری که به او گفتند راجع به فقر، انشا بنویس.

برچسب ها: تدبیر24 ، سرگردانی
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها