ايران و مثلث جديد بازار نفت‌ عليرضاسلطاني

ايران و مثلث جديد بازار نفت‌

به نظر مي‌رسد از اين پس بايد کم‌کم به جاي کلمه اوپک از کلمه کشورهاي عمده توليدکننده نفت استفاده و به کاربرد آن عادت کرد
تشدید خشونت‌های خانگی علیه زنان در ایام کرونا مینو مرتاضی

تشدید خشونت‌های خانگی علیه زنان در ایام کرونا

فرهنگ‌ها به دلیل نقشی که در ساخت نقش‌ها، انتظارات و ارزش‌ها در جامعه و خانواده دارند، در گسترش یا کاهش خشونت‌ها در جامعه و خانواده نقش موثر ایفا می‌کنند.
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - 2020 August 08
کد خبر: ۳۵۰۸۶
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۰
سومین اشتباه استراتژیک غرب؛ مبارزه علیه داعش بدون پذیرش ایران
عدم دعوت از ایران منطقی است. چرا که حامیان و بوجود آورندگان داعش آن را برای مقابله با قدرت ایران و شیعیان ایجاد کردند و اگر در مبارزه با آن دست به دست ایران بدهند بازهم برگ برنده را بی هیچ زحمتی به ایران واگذار کرده اند

تدبیر24: آوازه گروه ستیزه جوی داعش این روزها پا از خاورمیانه فراتر گذاشته و آنان را به دغدغه عمومی جامعه بین المللی تبدیل کرده است. تکفیری های داعش از اسلاف پیشین خود بیرحمانه تر و خونخوار تر می نمایند و نوع ارتقا یافته جنگ طلبان القاعده و طالبان هستند. همان ها که 13 سال پیش در قلب آمریکا و در نیویورک بزرگترین فاجعه 60 سال اخیر ایالات متحده را رقم زدند و آمریکا را به جنگ فرسایشی با تروریست های اسلام نما رهنمون ساختند.

به گزارش سرویس سیاسی تدبیر24 برغم آنکه حادثه یازده سپتامبر در قالب عملیات تروریستی قابل صورت بندی است اما 13 سال پیش نوعی جنگ متعارف و پارتیزانی با غرب جامه عمل پوشید، شاید در تعریفی صریح تر بتوان آن را تروریسم قابل پیش بینی خواند اما این نوع ارتقا یافته تابع هیچ یک از قواعد متعارف نبوده و آنتروپی بالایی دارد. اعدام های چند صد نفره با قساوت فوق العاده، گردن زدن های بی محابا و پرشمار و حتی بچه هایی که با سر مقتولین فوتبال بازی می کنند نشان می دهد که اینها تابع هیچ حد و حدود و مرزی نیستند.

سیل حضور جنگ آوران اروپایی و آمریکایی که برای جهاد علیه دولت سوریه به شامات آمدند و در قالب پروژه داعش جذب و هضم شدند، اولین زنگ خطر را برای غرب به صدا درآورد.

پیدایش داعش، روایتی تک خطی و استراتژی ساده ای داشت. خطر ایران و هلال شیعی که متحدان آمریکا در خاورمیانه را از اورشلیم تا جده تهدید می کرد و اتحادی شوم و نانوشته را برای پایه ریزی این گروه تکفیری بنا نهاد.

قدرت ایران باید در منطقه مهار می شد. حکومتی ایدئولوژیک با پرچمداری اسلام جهادی اما از نوع استکبار ستیز و ضد صهیونیستی آن که زنگ خطر را برای مرتجعین عرب هم به صدا درآورده و بیش از سه دهه و اندی بزرگترین دغدغه آمریکا و همپیمانان در منطقه بود.

جنگ هشت ساله، تحریم های بی سابقه و بهانه جویی های بی پشتوانه و تحدید و تهدیدهای رنگ و وارنگ نتوانسته بود ظهور و بروز قدرت تازه منطقه ای را در سیطره خود بگیرد. پس از افول ابر قدرت شرق و برقراری هژمونی ایالات متحده مهم ترین چالش آمریکا آنهم در هارتلند جهان کشوری بود که حاضر نبود زیر یوغ آمریکا برود و با تکیه بر روحیه جهادی تشیع زنگ خطر را در جهان اسلام برای غرب و متحدان به صدا درآورده بود، غربی بدنبال بدیلی مهار کننده برای ایدولوژی شیعه جهادی می گشتند و به دامن وهابیت پناه برده و طالبان را با کمک های مادی و معنوی و تسلیحاتی در شرق مرزهای ایران بوجود آوردند. آنان گمان می کردند با کنترل شیوخ عرب می توانند سر گره طالبان را در دست داشته باشند اما القاعده به یکباره عنان کار بدست گرفت و شریک نفتی دیروز نئو محافظه کاران یعنی اسامه بن لادن توانست ضربه ای هنگفت را متوجه منافع غرب کند. البته حضور در افغانستان و عراق ثمره حملات یازده سپتامبر بود و آمریکا در سوی ایران برای خود پایگاه های استراتژیک بنا نهاد اما سرنوشت طور دیگری رقم خورد. متحدان ایران در هر دو منطقه توانستند برتری یابند و با قدرت سلاح های آمریکایی، قدرت ایران در منطقه بسط و توسعه یافت.

شیعیان عراق روابطی استتراتژیک با ایران داشتند و حکومت سوریه و در امتداد آن لبنان هلال شیعی را بیش از پیش پرقدرت کرده بود. طرح خاورمیانه بزرگ که معطوف به چند شقگی و مهار قدرت کشورهای بزرگ خاورمیانه بنا شده بود با این وصف به بایگانی می رفت و همه تلاش های چند دهه ای خنثی می شد اینجا بود که یکبار دیگر با استفاده کاریکاتوری از خروش ملت های منطقه در سوریه بلوایی بپا شد و شق دوم طالبان این بار در سوریه و با عنوان جهادیون ضد اسد متولد شد.

این بار هم پای علمای وهابی به عنوان عقبه فکری و مذهبی در میان بود و البته دلارهای قطر و عربستان و شرکا، آمریکا این بار گمان می برد که می تواند با این اهرم ها معارضین ضد سوری را مهار کرده و بعد از سقوط اسد و نیز ایجاد بلوا و اغتشاش در عراق و حرکت آن به سمت تجزیه هم ایران را در انزوا قرار داده و مهار کند و هم سرزمین سوخته ای از عراق و سوریه باقی بماند که تهدیدی متوجه شرکای تل آویوی نشود.

ترکیه حمایت های لجستیگی و بی امان را برعهده داشت و پول از ریاض و دوحه سرازیر بود و کمک های مشورتی کارشناسان اسرائیلی نیز همراه، همه چیز در ابتدا ساده و سهل الوصول به نظر می رسید اما روسیه و ایران با حمایت از اسد نگذاشتند معادلات سوریه به نفع اردوگاه رقیب رقم بخورد. پازل دوم عملیات در عراق و با این ایده به اجرا گذاشته شد که با هماهنگی برخی از نیروهای کرد و حکومت ترکیه داعش بخش های شمالی عراق را تصرف کرده و پس از آن با تجدید قوا به سمت سوریه برود و با کسب روحیه بتواند در جنگ شامات پیروز باشد. از آنسو کردها در شمال عراق می توانستند با شعار عدم امنیت و با توجه به سیاست های تندروانه نوری المالکی پروژه استقلال طلبی خود را به مرحله اجرا بگذارند.

اما بازی وقتی بغرنج شد که تروریست های داعشی بر چاه های نفت تسلط یافته و میلیون ها دلار از ذخایر بانکی را به تاراج بردند. آنان که به طرفه العینی بخش عمده ای از خاک عراق را در اختیار گرفته بودند و اکنون به استقلال مالی نسبی دست یافته بودند دیگر نیازی به شرکای پیشین احساس نمی کردند، آنان خواب فتح بغداد و سیطره بر یکی از استراتژیک ترین نقاط خاورمیانه را می دیدند و همین بود که ابوبکر البغدادی را به اعلام خلافت اسلامی رهنمون کرد و دایره تهدیدات را تا قالب ریاض هم به پیش برد.

کردها که با جنایت و قساوت داعشی ها روبرو شده و بازی را دیگرگونه یافتند برای باز پس گیری سرزمین خود بپا خواستند و این ایران بود که بازهم در نقش منجی ظاهر شد. آمریکا خطر بازگشت شهروند تروریست ها را بیخ گوش خود می دید و گردن زدن دو شهروند آمریکایی زمینه را برای همراهی افکار عمومی با جنگ علیه داعش مهیا کرده بود، عربستان خطر خلیفه مسلمین را که خادم حرمین الشریفین را به حساب نمی آورد حس کرده و با اضطراب تحولات داخلی را دنبال می کرد.

رئیس جمهوری آمریکا پس از سی و چند سال اعتراف سختی داشت او برای اولین بار تاکید کرد که نه ایران بلکه سنی های افراطی بزرگترین خطر خاورمیانه هستند. اتحاد برای مبارزه با داعش در دستور کار رئیس جمهوری آمریکا قرار گرفت و قرار بر تشکیل جلسه ای متشکل از 40 کشور در فرانسه و پاریس است.

اما این بار هم نامی از ایران در میان کشورها نیست. اقدامی که شاید منطقی باشد چرا که حامیان و بوجود آورندگان داعش آن را برای مقابله با قدرت ایران و شیعیان ایجاد کردند و اکنون اگر در مبارزه با آن دست به دست ایران بدهند بازهم برگ برنده را بی هیچ زحمتی به ایران داده اند، آنان می خواهند در عین مهار داعش و خطر آنان زمینه را برای قدرت یابی ایران در منطقه بیش از پیش مهیا نکند و در لفافه شاید قصد این داشته باشند که در حملات هوایی مواضع نیروهای دولتی سوری را هم هدف قرار داده و با این کار دو نشان بزنند هم داعش را حذف کنند و هم حکومت سوریه را ساقط و طیفی از معتدلین معارض را بر سر کار در سوریه بیاورند.

اقدامی که در آن هم خطر داعش رفع شده و هم قدرت ایران مهار گردیده و با این وصف حضور ایران در اتحاد علیه داعش معنی و مفهومی نخواهد داشت. اما این سومین اشتباه بزرگ آمریکا و غرب در منطقه است چرا که داعش با پشتوانه های فکری خود به این سادگی ها قابل دفع نبوده و به محاق نخواهد رفت و شاهدیم که ترکیه نیز بخاطر ملاحظات و منافع خاص اش از پیوستن به اتحاد علیه داعش سر باز می زند و از طرف دیگر حذف حکومت سوریه نیز با این شکل و سیاق نمی تواند امنیت و آرامش را بر آن منطقه مستولی کرده و از طرف دیگر ایران و روسیه این اجازه را نخواهند داد. راه حذف داعش تغییر استراتژی آمریکا در منطقه و پذیرش قدرت ایران در خاورمیانه و لحاظ این نکته است که ایران شیعی استقلال طلب دشمن باوقار و قابل پیش بینی است که می تواند در بازی برد- برد منافع غرب و خود را در منطقه تامین کند و شرط موفقیت آمریکا پذیرش این نکته و مجاب کردن شرکای منطقه ای اش است.


بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها