کد خبر: ۶۷۲۸۴
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۸
تدبیر۲۴: به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ، عربستان سعودی با تکیه بر ثروت عظیم نفتی و با توجه به جمعیت کم خود، تا به امروز توانسته است در برابر فشارهای عمومی برای آزادسازی سیاسی مقاومت کند و تقاضاهایی را که برای مشارکت و مسئولیت پذیری سیاسی صورت می گیرد، آرام کند. آل سعود تا به امروز سعی کرده است خود را از هر گونه ناآرامی سیاسی داخلی دور نگه داشته و مانع آن شود که اذهان عمومی به سوی درخواست حق مشارکت در مسائل سیاسی جلب شود. آل سعود تا به امروز سعی کرده است خود را از هر گونه ناآرامی سیاسی داخلی دور نگه داشته و مانع آن شود که اذهان عمومی به سوی درخواست حق مشارکت در مسائل سیاسی جلب شود.

درآمدهای سرشارنفتی هنوز نتوانسته اند کارکرد مثبت سیاسی برای عربستان در پی داشته باشند. متغیرهای اقتصادی در یک جامعه می توانند منجر به ایجاد فرآیندی شوند که ساختارهای سیاسی همگام با سایر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و جامعه مدنی در روابط متقابل شکل بگیرند، اما این متغییر هنوز در عربستان نه تنها عامل توسعه نگردیده بلکه خود تبدیل به یک مانع بزرگ در جهت رسیدن به یک  جامعه  دموکراتیک شده است. دولت به واسطه درآمدهای هنگفت نفتی تمایل چندانی به شکل گیری رابطه منطقی و دو سویه با مردم و جامعه ندارد و تنها با پرداختهای اجتماعی و ایجاد رفاه بالا برای مردم در واقع دست آنان را نسبت به حاکمیت و مناسبات قانونی بین دولت و جامعه کوتاه می کند.

عربستان به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل دینی، سیاسی، اقتصادی تحولات سه دهه اخیر منطقه ای و عضویت و نفوذ در سازمان های منطقه ای و جهانی از اهمیتی ؤئوپلتیک و جایگاهی استراتزیک برخوردار است.نظام کنونی عربستان، پادشاهی مطلقه بوده و شورای خاندان حاکم یا "مجلس الاسره المالکه" در تعیین پادشاه نقش دارد.کشور دارای قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضاییه تحت نظر پادشاه است. عربستان که در حین سعودی سازی ملت و نهادینه سازی وهابیت است، تاکنون از حزب سیاسی ، آزادی بیان و انتخابات آزاد برخوردار نبوده است. ملک عبداله با تشکیل گروه گفتگوی "ملی" و راه انداختن انتخاب نیمی از اعضای شوراهای شهر توسط مردان ، گام های نخستین تمرین دموکراسی سازی در یک دولت رانتیر و تحصیلدار را برداشته است. طبق طبقه بندی نظام های سیاسی، نظام سیاسی عربستان سعودی، براساس نظریات جان بلوندل و بر مبنای معیارهای او دارای نظام سیاسی سنتی محافظه کار است، یعنی در آن پادشاه هم سلطنت و هم حکومت می کند. مشروعیت نظام نیز به حقوق الهی پادشاهی و ولی امر باز می گردد که البته دارای ریشه مذهبی است. از نظر مشارکت سیاسی نیز بسیار محدود و بلکه در ردیف نظام های سلطنتی اقتدارگرانه مشروطه قرار می گیرد. نظام پادشاهی موروثی آن نیز منحصر به فرد است، یعنی نه بر اساس رابطه پدر - فرزندی بلکه بر اساس برادر ارشد است. پسران عبدالعزیز، بنیانگذار عربستان، به ترتیب ارشدیت بر تخت پادشاهی جلوس می کنند پس می توان گفت که به طور دقیق تنها این قبیله آل سعود است که بر کل سرزمین پهناور عربستان حکومت می کند. این شیوه حکومتی در واقع تحقیر شهروندان و نداشتن حق انتخاب و انتخاب شدن، عدم دموکراسی و مشارکت سیاسی و سهیم نشدن در قدرت است که عربستان را در زمرۀ کشورهایی قرار می دهد که در آن نشانه ای از دولت – ملت سازی دیده نمی شود. آل سعود توانسته است با تکیه بر درآمدهای نفتی خود به شیوه حکومت خود ادامه دهد و در ادامه حکومت مبتنی بر رانت و نفت خود هیچ گونه تغییری حاصل نکند.

سمیه نوظهوری/کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه
برچسب ها: تدبیر۲۴ ، نفت ، عربستان
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها