شرایط آمریکا برای لغو برجام مناسب است؟ بیگدلی

شرایط آمریکا برای لغو برجام مناسب است؟

صحبت‌های اخیر خانم نیکی هیلی جنجال گسترده‌ای در ارتباط با موشک شلیک شده از طرف حوثی‌ها به سمت ریاض بپا کرد که مدعی بود مستنداتی به‌دست آورده که حکایت از این دارد که‌ این موشک‌ها مربوط به ‌ایران است.
زمینه ظهور پوپولیست دیگر مهیاست! زیباکلام

زمینه ظهور پوپولیست دیگر مهیاست!

بخشی از آنچه ناامیدی نسبت به آقای حسن روحانی خوانده می‌شود، ظاهرا در رابطه با شبه‌ائتلافی است که او با اصولگرایان میانه‌رو دارد.
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 18
کد خبر: ۹۶۱۶۱
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۲
عبدالله ناصری

 تدبیر24»بازگشت حجت‌الاسلام ناطق نوری به عرصه سیاست‌ورزی عملی فتح بابی شده تا بسیاری از ایجاد جریان سومی با محوریت معتدلین سخن بگویند. البته کم نیستند افرادی که مشی و منش اعتدالی دارند و میانه‌روی پیشه می‌کنند. اگر نگاهی به‌ این افراد بیندازیم خواهیم دید مرحوم آیت‌ا... هاشمی نخستین شخص اعتدالی بود که ‌این روش و رویه را پایه گذاری کرد و در این راستا حملات و هجمه‌های بسیاری را نیز از هر دو طیف سیاسی به جان خرید‌، اما در حال حاضر شخصیت‌هایی مثل علی اکبر ناطق نوری، حسن روحانی و افرادی چون علی لاریجانی و محمدرضا باهنر نفراتی هستند که می‌توان از آنها در جهت ایجاد جریان سوم نام برد. گرچه بسیاری نیز معتقدند که جریان سومی شکل نخواهد گرفت و افراد در دو جریان شناسنامه‌دار حضور خواهند یافت. از سوی دیگر پس از طرح مباحثی چون چرخش رئیس‌جمهور به سمت اصولگرایان برخی افراد چون احمد توکلی اظهار داشتند باید به موضوعات مهم‌تر چون مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم پرداخت و چندان مهم نیست که روحانی به چپ یا راست چرخیده است. در این راستا برای بررسی مسائل روز جامعه، بازگشت ناطق و لزوم ارجحیت مشکلات اقتصادی بر سیاسی «آرمان» با عبدا... ناصری فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

اخیرا مطرح می‌شود که با بازگشت حجت‌الاسلام ناطق نوری به صحنه سیاست‌ورزی عملی، جریان سومی شکل خواهد گرفت. تا چه‌اندازه به جریان سوم قائلید و بازگشت آقای ناطق نوری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من معتقدم که جریان سومی شکل نخواهد گرفت و طبیعتا همان دو جریان تاریخی که انقلاب را شکل دادند و با اسامی مختلف تا کنون پیش آمده‌اند رقابت خود را پی خواهند گرفت. البته آنچه خواست ملت و هر دو جناح عاقل سیاسی و خصوصا اصولگرایان معتدل است، برخلاف دلواپسان جریان رادیکال منتسب به اصولگرایی این است که زمینه‌های کنشگری و رقابت‌های انتخاباتی زمینه‌های برابر و آزادانه‌ای باشد. از سوی دیگر در مورد آقای ناطق نوری باید گفت او یکی از چهره‌های اصولگراست که هرچند از تمام مسئولیت‌های خود استعفا داده‌، اما یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است و کماکان در عرصه سیاسی حضور دارد. در این راستا مطلوب اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل این است که آقای ناطق مثل رئیس دولت اصلاحات در جریان اصلاحات نقش محوری و کلیدی را در جریان اصولگرا ایفا کند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد طبیعتا اتفاق مبارکی خواهد بود. من فکر می‌کنم اصولگرایان معتدل نیز درباره ‌این موضوع اجماع دارند، اما جریان حداقلی رادیکالی در تلاش است فضا را به سمت و سویی پیش ببرد که از چنین ظرفیتی استفاده نشود. بنابر این حضور آقای ناطق نوری در هر سطح و میزان از کنشگری سیاسی به خاطر اینکه همیشه به منافع ملی پایبند بوده و ضمن حفظ هویت اصولگرایی خود به تعامل با رقیب سیاسی خود پایبند بوده در هر شرایطی و به هر میزان مغتنم است و اصلاح‌طلبان نیز شدیدا استقبال می‌کنند که آقای ناطق نوری خیلی جدی‌تر در میدان اصولگرایان حضور پیدا کرده و نقش رهبری را برعهده بگیرد.

برخی مطرح می‌کنند که اصلاح‌طلبان و اصولگرایان نسبت به دهه‌های گذشته تعقل‌گرا و آینده‌نگر‌تر شده‌اند که ‌این مهم را می‌توان در اظهارات سران و برخی چهره‌های سیاسی این دو جریان مشاهده کرد. ارزیابی شما نسبت به ‌این مساله چیست؟

فارغ از گرایش‌های سیاسی در دوجناح منطق سیاسی حکم می‌کند که کنشگر سیاسی مطابق با شرایط زمانه تجربه ‌اندوخته و از زمان عبرت بگیرد و شرایط ملی و بین‌المللی خود را درک کند. طبیعتا تمام ویژگی‌های مدنظر شما در هردو جناح اتفاق افتاده و نه اصولگرایان عمده و اصلی که مخاطب من هستند افراد 2 دهه گذشته‌اند و نه اصلاح‌طلبان روی آرمان‌های حداکثری خود پافشاری می‌کنند، بدین علت که ظرفیت‌های کشور مشخص و واقعیت‌های داخلی، اجتماعی منطقه‌‌ای و بین‌المللی نیز به طور طبیعی با دو دهه قبل متفاوت است. بنابر این زمانی که یک کنشگر سیاسی واقع بینانه در هردو جناح سیاسی کار خود را دنبال کند سخن بگوید، عمل کرده و انتخاب کند نتیجه آن عقلانیت گرایی امروز است. امروز امثال آقای توکلی نیز از خیلی از مواضع گذشته خود عدول کرده‌اند. به نظر من این یکی از دستاوردهای مثبت وقایع سال 88 بود. گرچه وقایع آن سال ناگوار و ناخوشایند بود و کسی نمی‌خواست اتفاقی در کشور رخ دهد، اما حوادث سال 88 و 8سال دولت احمدی‌نژاد هر دو طیف سیاسی را با واقعیت‌های بسیار بزرگ‌تری رو‌به‌رو کرد که ثمره آن امروز نزدیکی بیشتر دو جریان سیاسی در دغدغه‌ها و مشترکات است. همین مسائل موجب شده تا برای رعایت منافع ملی جریانات به راحتی با هم به گفت‌وگو بپردازند و حتی لیست مشترک و نامزد ریاست جمهوری مشترک انتخابات کنند. این شرایط واقعی کشور است، اما دوجناح سیاسی باید با حفظ هویت سیاسی خود منافع ملی و مصالح عمومی کشور را مبنا و اصل قراردهند. این امر میسر نمی‌گردد مگر اینکه انتخاب‌ها در فضای جامعه منطقی، روشن و آگاهانه صورت پذیرد. دیگر اینکه مدیرانی که در هریک از قوا یا ارگان‌های انتخابی به قدرت می‌رسند با چشم بصیرت و باز، کارایی و توانمندی را مبنای کار قراردهند تا بتوانند حداقل بخشی از نیازها و مطالبات مردم را پاسخ دهند.

پس از اظهارات مختلف درباره رویکرد آقای روحانی بعد از انتخابات برخی مطرح کردند که به جای پرداختن به‌این مسائل باید به واقعیت‌های جامعه مثل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم پرداخت.

من نیز معتقدم که اکنون فاصله بین مردم و مسئولان کمی افزایش داشته است. دولت، ارگان‌ها و نهادها باید این فاصله را هرچه زودتر نزدیک به هم کنند. نحوه رفتار گروهی از مردم در کمک رسانی به زلزله‌زدگان نمونه گویایی بود از این واقعیت که در لایه‌های اجتماعی جامعه رفتارهای جدیدی قابل مشاهده است که این رفتارها فارغ از گرایش و خط سیاسی بیانگر پیام روشنی به مسئولان است. ما معتقدیم اگر چه آقای روحانی امکانات و اختیارات تعریف شده‌ای دارد، اما باید واقع بینانه و با ظرفیت حداکثری دولت در راستای مسائل اقتصادی، معیشتی کوشش کند. به هر صورت مفاسد اقتصادی، دغدغه‌های معیشتی و اشتغال موضوعاتی است که همچنان‌که مساله اصلی اصلاح‌طلبان است باید برای آقای روحانی نیز اولویت داشته باشد. باید به ‌این نکته توجه کرد که آقای روحانی در پایان عملکرد 4ساله دوم خود مثل هر رئیس‌جمهور دیگری در مجموع یک ارزیابی 8ساله توسط جامعه مدنی خواهد داشت که‌ این به انتخاب مدیران و اعضای کابینه در سال 92 و 96 باز می‌گردد. از این رو خیلی از نزدیکان آقای روحانی مثل آقای ناطق نوری به او توصیه کردند که در انتخاب افراد دقت کند تا کسانی انتخاب شوند که از کارایی لازم برخوردار باشند. اینها مواردی است که آقای روحانی باید در 3 سال آینده در حوزه‌های مختلف عملکردش بدان‌ها توجه داشته و در قبال آنها پاسخگو باشد.

مطالب مرتبط
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر:
داغ ترین ها