آموزش کودکان برای فردای بهتر سرزمین

آموزش کودکان برای فردای بهتر سرزمین

شینا انصاری - روز جهانی و هفته ملی کودک فرصتی است برای پرداختن به دغدغه‌ها، مشکلات، بحران‌ها، علاقه‌مندی‌ها و حقوق کودکان، این جوانه‌های زندگی و امیدهای آینده. کودکان در نقاط زیادی از دنیا در حالی اولین قربانی سیاست، فقر، خشونت و جنگ هستند
جهان در آستانه‌ی بازچینش رقابت

جهان در آستانه‌ی بازچینش رقابت

محمدمهدی محمدی-رقابت‌پذیری در سال ۲۰۲۵ تنها یک رتبه‌بندی نیست، بلکه نمایی است از آنچه جهان به سمتش می‌رود: ثبات، شفافیت، و هوشمندی سیاست. کشورمان اگر بخواهد سهمی در آینده اقتصادی جهان داشته باشد، باید نه‌تنها در زمره بازیگران مهم این تغییر جهانی و همکار در سازمان های جدید بین اللملی قرار بگیرد، بلکه باید طراح مسیر خود با پایبندی به موازین و استراتژی های خود باشد. مسیری که از درون طراحی، اصلاح و اجرا می‌شود، نه از بیرون تحمیل.
يکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴ - 2025 December 07
کد خبر: ۵۴۳۰۶
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۴

خانواده ۱۱ نفره ایرانی با ۶ معلول ذهنی!

«علی درخشی» واکسی ۶۸ ساله است که با درآمد پر برکت خود خانواده ای ۱۱ نفره را اداره می کند. اما در کنار همه مشکلات ریز و درشت زندگی، شش نفر از این خانواده یازده نفره با مشکل معلولیت مواجه هستند.
 تدبیر24: «علی درخشی» واکسی ۶۸ ساله است که با درآمد پر برکت خود خانواده ای ۱۱ نفره را اداره می کند. اما در کنار همه مشکلات ریز و درشت زندگی، شش نفر از این خانواده یازده نفره با مشکل معلولیت مواجه هستند.

به گزارش مجله مهر، گوشه ای از پیاده رو نشسته و به تعمیر کفشی خود را سرگرم کرده است. به گفته خودش ۳۵ سال است که گوشه یکی از پیاده رو های مشیریه در جنوب شرقی تهران جا خوش کرده و کار هر روزش واکس زدن کفش های مردم است.

درآمد روزی ۲۰ هزار تومان

علی آقا سالهاست که کنار حمام مشیریه بساط خود را پهن کرده است. روزهایی که به قول خودش مشیریه تقریبا بیابان بوده : «متولد تبریز هستم ولی از جوانی راهی تهران شدم و از همان اول کار واکسی را انتخاب کردم. همه این سال‌ها هم با همین کار زندگی ام را چرخانده ام. تا همین چندسال پیش مشتری های بیشتری داشتم ولی این روزها کفش ها را طوری می سازند که نیازی به واکس زدن نداشته باشد.»
خانواده ۱۱ نفره ایرانی با ۶ معلول ذهنی!
در روزهایی که مخارج یک خانواده کوچک هم رقم قابل توجهی می شود؛ برایمان جالب است بدانیم علی آقا چقدر درآمد دارد و چگونه با این درآمد خانواده پرجمعیت خود را مدیریت می کند: «چندان مشتری زیادی ندارم. روزی ۲۰ هزار تومان درآمد داردم که ممکن است روزی به ۳۰ یا حتی ۱۵ هزار تومان هم برسد. زندگی سخت است ولی با آن کنار آمده ایم. گاهی هم کمک هایی می رسد که چرخ زندگی بچرخد.»

دو فرزندم را به بهزیستی سپرده ام

داشتن این تعداد فرزند معلول در کنار همه مشکلاتش؛ صبر زیادی به آدم می دهد. سادگی و صبر علی آقا هم زبان زد کسبه شده است. علی آقا ماجرای فرزندانش را اینطور روایت می کند: «نه فرزند دارم که ۵ فرزندم معلول ذهنی هستند. میزان معلولیتشان با هم متفاوت است. تنها دخترم و یکی از پسرهایم معلولیت شان به قدری زیاد شد که مجبور شدیم آنها را در بهزیستی نگهداری کنیم.». اما ششمین معلول این خانواده همسر آقای درخشی است که پیش از ازدواج هم معلولیت ذهنی داشته و ۵ فرزند خانواده معلولیت را از مادر به ارث برده اند: «آنقدر ساده بودم که تا قبل از ازدواج متوجه معلولیت همسرم نشدم حتی چون در خانه پدرخانمم زندگی می کردیم، تا مدتی بعد از ازدواج هم متوجه این بیماری نشدم چون معلولیت همسرم مانند فرزندان آنچنان وخیم نیست ولی به هر تقدیر بچه ها از مادرشان ارث برده اند.»

تنها نان آور خانه هستم

از پیگیری های پزشکی برای درمان بچه هایش می پرسم: «بچه کوچک من ۲۵ سال سن دارد. قدیم نه ما سواد چندانی داشتیم و نه درمان و پزشک اینقدر زیاد بود. آنقدر اطلاعاتم کم بود که تا ۱۰ سالگی فرزند اولم متوجه معلولیت او نشدم.»

درخشی از زندگی با همسر معلولش می گوید: «راستش بعد از تولد دومین فرزند معلولم حتی تا مرز طلاق همسرم هم پیش رفتم ولی چرخاندن زندگی بدون همسرم شدنی نبود و از تصمیم خود پشیمان شدم. از چهار فرزند سالمم؛ سه تایشان ازدواج کرده اند که پسر کوچکم بعد از ازدواج در کنار خودم زندگی می کند.»
خانواده ۱۱ نفره ایرانی با ۶ معلول ذهنی!
از میان همه مردان خانه علی آقا؛ تنها پدر خانواده است که می تواند کار کند و درآمد داشته باشد و چشم باقی اعضای خانواده به دستان پدر است: «سه تا از پسرهایم که ازدواج کرده و رفته اند و با توجه به درآمدشان هرچند وقت یکبار در حد خرید میوه و... می توانند کمک کنند. اما فرزندان معلولم با وجود سلامت ظاهری نمی توانند کار کنند. حتی پول ها را هم نمی شناسند که بگویم بروند دستمال کاغذی بفروشند.»

زندگی در خرابه ۶۰ متری

مدت کوتاهی است که به قول خودش شهرداری کشف‌‌شان کرده و آنها را از شر خانه قبلی نجات داده است: «خانه قبلی ما چیزی نبود جز یک خرابه ۶۰ متری که چندماه پیش شهرداری به دادمان رسید و به طور موقت ما را در یک خانه اجاره ای اسکان داده اند تا خانه قبلی را بازسازی کنند.»
خانواده ۱۱ نفره ایرانی با ۶ معلول ذهنی!
به رسم همه مصاحبه های کلیشه ای از این سبک؛ برایم جالب است بدانم علی آقایی که هیچ گاه پایش را از مشیریه بیرون نگذاشته، آرزو دارد مقصد اولین مسافرتش کجا باشد. اما جواب علی آقا تلخ تر از کلیشه های موجود است: «راستش من جایی را ندیدم و نه حتی نمی شناسم که آروزی سفر به آنجا را داشته باشم.»

فقط نگران روزی هستم که من نباشم

علی آقا با همه مشکلات زندگی تا اینجای کار روی همه مشکلات را کم کرده و توانسته است آبرومندانه خانواده معلول و پرجمعیت خود را مدیریت کند. اما دغدغه هایی هم دارم: «هیچ وقت تا امروز سمت کمیته امداد هم نرفته ام فقط گاهی از بهزیستی خودشان کمک هایی می کنند. همه نگرانی من مربوط به زمانی است که دیگر من نباشم. نمی خواهم بچه هایم برای خرج زندگی شان محتاج کسی باشند. گاهی اوقات خسته می شوم ولی چاره چیست؟ کسی هم برای درد دل کردن ندارم جز اینکه تنهایی و مشکلاتم را برای خدا بگویم.»
برچسب ها: تدبیر24
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما: