باید توجه داشته باشیم، استفاده ازعلوم و تکنولوژی ملل دیگر ظرفیت علمی و فنی کشور را ارتقا نمیبخشد، بلکه باید به فکر افزایش ظرفیتهای ابداع و خلاّقیت نیروی انسانی خود باشیم.
تدبیر24:
غلام عباس کاظمی - یکی از دستاوردهای آنی حماسه سیاسی و روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، شور و شوق زایدالوصفی است که در جامعه، و بویژه در جامعه فرهنگی و علاقمند به رشد و تحول آموزش و پرورش ایجادشده است،که یقینا موتور محرکه بسیار قوی برای افزایش میزان تحقق هدف های آموزش و پرورش و سرمایه گذاری های جدی آن خواهد بود. از این شور و هیجان ملی باید به نحو شایسته ای بهره برداری کرد و باتدبیر، سیاست ها،خط مشی ها و برنامه های راهبردی اثربخش با مشارکت جدی همه دلسوزان و متخصصان جامعه آموزش و پرورش کشور برای توسعه توانمندی های حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش ،طراحی ،اجرا و ارزیابی کرد.
نتایج بررسی های به عمل آمده نشان داده است که انسان به عنوان مؤثرترین و راهبردیترینمنبع تولید در سطحی بسیار پایینتر از ظرفیتهای ذهنی خود بهکار گرفته میشود و میزان بهرهگیری از آن بسیارپایین است. هوواردگاردنر درتحقیقات گسترده خود در ارتباط با ظرفیت مغز انسان دریافت ،نوابغ تنها از 9درصد ظرفیت مغزی خود استفاده کرده و می کنند و انسان های عادی کمتر از یک الی دو درصد! چه بایدکرد؟ چه راه کارهایی برای افزایش بهره وری مغز وجود دارد؟
ما که در کشور پهناوری با منابع غنی، نیروی انسانی هوشمند و کارآ در زمینههای لازم برای رشد و توسعه اقتصادیـ اجتماعی زندگی میکنیم، باید توجه داشته باشیم، استفاده ازعلوم و تکنولوژی ملل دیگر ظرفیت علمی و فنی کشور را ارتقا نمیبخشد، بلکه باید به فکر افزایش ظرفیتهای ابداع و خلاّقیت نیروی انسانی خود باشیم.
هنوز فکر غالب و حاکم بر برنامه ریزان و عقیده رایج در بین مردم جامعه، این است که تقاضای بهبود روز افزون آموزش؛ متناسب با عرضه امکانات آموزشی نیست و یکی از مهمترین دلایل عدم کارایی نظام آموزشی نیز همین است و براین اساس،استدلال می شود که باید برحجم بودجه آموزش و پرورش افزود تا مشکل اساسی نظام آموزشی برطرف شود.
این ادعای اثبات نشده ،عدم احساس مشکلات اساسی آموزش و پرورش را افزایش داده است و دلیل ظاهرا منطقی توجیه کم کاری ها و اشتباهات عموما نا آگاهانه وغیر اقتصادی شده است. به عبارت دیگر،این موضوع که کمبود امکانات مادی و فیزیکی اساسی ترین مشکل آموزش و پرورش است، باعث شده که اشتباهات مربوط به برنامه ریزو برنامه ریزی به نحو ی توجیه شوند.
توسعه و تحول درآموزش و پرورش بدون صرف هزینه های گزاف همراه با بازدهی بالا، خواست همه جوامع است و پیداکردن راه حل هایی که باکمترین هزینه،کارآیی نظام آموزشی و پرورشی را بهبودبخشد، شایسته سپاس است. آیا راه حل هایی وجود دارد که ضمن تامین هزینه ها، بهبود کیفیت برنامه های درسی و توسعه توانمندی های مدیران و معلمان را نیز به همراه داشته باشد؟ کثرت مشکلاتی که در برنامه های آموزشی با آنها روبرو هستیم اغلب نگاه ما را برروی آنچه که تا به حال صورت پذیرفته،می بندد.
پژوهش های عمیق انجام شده در باره ارتباط بین داده های آموزشی و سطح عملکرد دانشجویان و دانش آموزان یعنی ارتباط بین نهاده و ستانده در موسسات آموزشی نشان داده است که عملکرد دانشجویان و دانش آموزان در کشورهای در حال توسعه عمدتا به وسیله کیفیت نهاده های آموزشی و نه عوامل اقتصادی،اجتماعی تعیین می شود. این به آن مفهوم است که بهبود کارایی به وسیله عواملی چون فراهم آوردن کتاب های درسی مناسب برای دانش آموزان و بهبود کبفیت معلمان ،ممکن است.
جروم برونر در کتاب فرهنگ آموزش و پرورش (1996)بیان کرده است :کم توجهی به تبیین ماهیت آموزش ویادگیری مدرسه ای در گفتمان آموزش وپرورش که طی دهه گذشته به سرعت گسترش یافته ، تا حدودی شگفت آور و مایوس کننده است. این گفتمان بیش تر بر عملکردها و استانداردهایی متمرکز شده است که عموما روش های یاددهی – یادگیری، چگونگی آموزش معلمان و نحوه یادگیری دانش آموزان را در یک کلاس درس واقعی نا دیده انگاشته اند.
نتایج تحقیقات متعدد و مرتبط با اصلاحات آموزش و پرورش نشان دادهاند، پربازده ترین سرمایه گذاری ،سرمایه گذاری در راه توسعه منابع انسانی است. دراین رابطه مطالعه نظام های آموزشی که توانستهاند اصلاحات آموزشی را با کمترین هزینه و کارآیی بالا برای جامعه خود به ارمغان آورند، مطالعه سودمندی خواهد بود. کشورهایی که در زمینه اصلاحات آموزشی سرمایه گذاری های مهم و قابل توجهی انجام داده اند، نشان دادهاند که بیشترین توجه باید بر توانمندسازی معلمان ومدیران و غنی سازی فرایند یاددهی- یادگیری متمرکزشود. منطق این رویکرد را می توان چنین بیان کرد: اگر می خواهید آموزش را بهبود بخشید، اثربخش ترین جا برای چنین کاری،کلاس درس است. مقبولیت و مشروعیت نظام آموزش وپرورش تحت تاثیرآن چیزی است که درکلاس درس و مدرسه می گذرد و دست یابی به نظام آموزشی کارآمد و اثربخش مستلزم عطف توجه به عنصرمعلم است، چرا که او کارگزار اصلی آموزش و پرورش مدرسهای به شمار می رود.
دانشآموزان بیش ازهرچیزتحت تاثیر خصوصیات،کیفیات و شایستگی های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و معنوی معلمان هستند و تعامل چهره به چهره و مستمر معلم با دانش آموزان،نقش ویژه ای توام با مسئولیتی سنگین به همراه دارد