نهادگرایی و ثبات سیاسی در فضای تازه

نهادگرایی و ثبات سیاسی در فضای تازه

دکتر ابراهیم متقی» حادثه سقوط بالگرد برخی از مقامات عالی سیاسی و راهبردی ایران بر اساس نشانه‌هایی از «ابهام امنیتی» تعریف می‌شود.
ايران و امريكا و ديپلماسي غيرمستقيم

ايران و امريكا و ديپلماسي غيرمستقيم

حسین ربیعی» مطابق ادعاها و شواهد، عرصه ميدان و ديپلماسي، هر دو هر به صورت غيرمستقيم توسط اين دو كشور و از طريق نمايندگان‌شان مديريت مي‌شود
پنجشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۳ - 2024 May 23
کد خبر: ۵۸۳۲۲
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۰
امام موسی صدر در مصاحبه ای منتشر نشده :

در رنجم که وضع زنان در آغاز اسلام بسیار بهتر از وضع کنونی است

اگر ضرورت ‌مجبورم ‌سازد، از باب ‌عمل‌ به ‌رسالت الهی ‌که ‌امانتی‌ از سوی ‌خدا در دست ‌من‌ است، ‌وارد چالش ‌خواهم‌ شد. من ‌بار‌ها گفته‌ام ‌که ‌هیچ‌ دینی ‌به ‌اندازه ‌اسلام زن ‌را گرامی‌ نداشته ‌است. اما مایه ‌تأسف ‌است‌ که ‌این ‌تکریم ‌به ‌مرور زمان‌ فراموش ‌شده است

تدبیر24:در اوایل انقلاب و حتی در قبل از انقلاب زنان نقش های برجسته ای را بر عهده گرفتند و به حق می توان گفت وظیفه نیمی از جامعه که یکی از مهم ترین آن پرورش نسلی غیور بود به بهترین شکل انجام شد.حال شرایط و دوران عوض شده است در مصاحبه ای قدیمی از امام موسی مصدر می توانیم دیدگاه ایشان و حتی اسلام را نسبت به بانوان در یابیم. این مصاحبه از موسسه امام موسی صدر تهیه شده است.

به گزارش تدبیر24 مصاحبه منتشر نشده نشریه الحسناء بیروت با امام موسی صدر در سال ۱۹۶۹ این موضوع را روشن تر می کند:


آیا اسلام‌ به ‌زن‌ حرمت ‌نهاده ‌و مسلمانان ‌به ‌او اهانت ‌کرده‌اند؟

اذعان می‌کنم‌ و از درون‌ خود در ‌رنجم ‌که ‌وضع ‌زن ‌در آغاز اسلام ‌بسیار بهتر از وضع‌ کنونی‌اش‌ است.

احساس ‌رنج سودی‌ ندارد، باید برای ‌این ‌مصیبت ‌راه‌حل‌ سریعی ‌پیدا کرد. ما در عصری ‌زندگی‌ می‌کنیم ‌که ‌زن‌ خیز برداشته‌ و حرکت ‌کرده ‌است. والنتین‌ترشکوف ‌به ‌فضا رفته ‌است، ‌ ولی‌ همچنان ‌زن ‌مسلمان جرئت ‌جست‌وخیز بر روی‌ زمین ‌و حتی‌ خانه ‌خود را ندارد.

راه‌حل بازگشت ‌به ‌اصول‌ و به ‌اسلام‌ صحیح ‌است، زیرا هیچ ‌دینی ‌به ‌اندازه ‌اسلام ‌و هیچ جامعه‌ای همانند جامعه اسلامی به ‌زن ‌حرمت ‌ننهاده‌ است. منظورم‌ از اسلام، اسلام ‌حقیقی ‌است‌ که ‌در متون اسلامی ‌آمده است ‌و امکان ‌اجتهاد در آن ‌وجود دارد، نه‌ وضعی‌ که ‌مسلمانان‌ در آن‌ به ‌سر می‌برند. دین ‌ما هیچ‌گاه ‌دین ‌متحجری ‌نبوده ‌است.

پس‌ چرا ما در این‌ وضع‌ قرار داریم؟ چرا اگر زن مسلمانی ‌به ‌گونه‌ای ‌رفتار کند که ‌گویی ‌بی‌نیاز از قیمومیت ‌و دارای‌ عقلی ‌استوار و اندیشه‌ای ‌آزاد است، قانون‌گریز... و دین‌گریز یا تقریباً ‌بی‌اعتنا به ‌قانون‌ و دین‌ به ‌شمار می‌آید؟

اسلام ‌هیچ‌کس‌ را وصی ‌زن ‌قرار نداده ‌است، جز پدرش ‌که ‌تا زمان‌ سن‌ رشد وصی‌ اوست، همان‌طور ‌که ‌وصی ‌برادر اوست ‌که ‌مرد است ‌و در این ‌مسئله ‌فرقی ‌میان ‌آن ‌دو نیست. پدر همچنین‌، حق ‌مشورتی ‌در ازدواج ‌اول ‌دخترش ‌دارد. با این‌ حال، ‌ فکر نمی‌کنم‌ که ‌ما از ذهنیت ‌قرن ‌بیستمی ‌فاصله‌ای ‌گرفته‌ باشیم.


و وصایت‌ برادران‌ و پسران ‌و حتی ‌پسرعمو‌ها و...؟

دین ‌چنین ‌چیزی ‌را سفارش ‌نکرده ‌است.

و وصایت ‌همسر؟

اگر به متون ‌دینی‌ بازگردیم ‌و به ‌زبان ‌زمانه ‌سخن ‌بگوییم، ‌باید بگوییم‌ که ‌قرآن، ازدواج ‌دو مسلمان ‌را نهاد دموکراتیک‌ کوچکی ‌قرار داده ‌است ‌که ‌هر کدام ‌از آن‌دو در آن ‌می‌توانند حدود اختیارات‌ خویش ‌را بر مبنای‌ توافقی ‌پیشین ‌معین ‌کنند. اما برای ‌آنکه ‌دموکراسی ‌به ‌بن‌بست ‌کشیده ‌نشود، لازم‌است ‌این ‌جامعه ‌دموکراتیک‌ کوچک ‌رئیسی داشته ‌باشد.بالطبع‌ این ‌رئیس ‌هم ‌زوج ‌است‌ که ‌ریاست ‌او همیشگی ‌و مادام‌العمر است.

آیا جداً‌ شما این ‌ریاست ‌را آرزو می‌کنید؟

پناه ‌بر خدا، من ‌برای مردی‌ که ‌تن ‌به ‌حکم ‌من ‌دهد، احترامی ‌قائل ‌نیستم.حتی ‌زن ‌اروپایی ‌نیز ــ اگر حقیقتاً‌ زن‌ باشد ــ خواهان ‌حمایت ‌و پشتیبانی ‌مرد است. زن‌ اروپایی ‌و حتی زن امریکایی، اکنون، در حال ‌به ‌دست ‌آوردن ‌بخشی‌ از حقوق ‌و ضمانت‌هایی‌ است‌ که ‌اسلام، ۱۴۰۰ سال ‌پیش ‌به ‌زن‌ داده ‌است.

استقلال ‌مادی و اختیار طلاق ‌و چیزهای‌ دیگر، امتیازاتی ‌است ‌که ‌اهمیت ‌آن‌ در ضمن ‌ازدواج‌ و به‌ویژه، ‌زمانی ‌که ‌ازدواج‌ به ‌شکست‌ کشیده ‌می‌شود، آشکار است. اما پیش‌ از ازدواج‌ و پس‌از آن ‌و در ضمن ‌ازدواج‌ در صورتی ‌که ‌موفق ‌باشد، زن ‌مسلمان ‌همچنان‌ در بند ‌رنجیر است. این ‌واقعیتی ‌است‌ که ‌نمی‌توان ‌از آن ‌گریخت. این، شب ‌تاریکی ‌است ‌که ‌باید از آن ‌بیرون‌ آییم، بی‌آنکه ‌نشان‌ کفر به ‌پیشانیمان ‌بچسبد.

‌این ‌شب ‌تاریکِ گمراهی ‌است‌ و نه ‌شب ‌اسلام. زمانی ‌زن ‌می‌تواند از این ‌تاریکی ‌بیرون‌ آید که ‌بپذیرد انسان ‌است‌ و نقش ‌زنانگی‌اش ‌را همیشه ‌و همه‌جا بازی ‌نکند. به ‌این ‌ترتیب‌ که ‌این‌ باور را به ‌مرد تحمیل کند که ‌در خارج ‌از خانه‌، او را شریک ‌خود در سازندگی‌ جهان‌ ببیند و نه تابلویی ‌هنری ‌که ‌نگریستن‌ به ‌آن، او را از سازندگی ‌این‌ جهان‌ بازدارد، و نه‌ تابلوی ‌فریبایی که ‌لذت‌ جستن‌ از آن ‌او را از پیش ‌بردن کار جهان ‌باز دارد.


بنابراین، ‌ تنها راه‌ آزادی‌ زن حذف ‌عنصر زنانگی ‌اوست؟

‌هرگز بلکه ‌آن را منحصر به ‌وقت‌ خاص ‌خود می‌کند و در اوقاتی ‌دیگر، صفات ‌انسانی‌اش ‌را بروز می‌دهد.

آیا اگر زن‌ چنین چیزی ‌را بپذیرد، مرد هم ‌خواهد پذیرفت؟

‌اینکه ‌زن‌ به ‌چنین ‌چیزی‌ در ارتباط‌ با مردی‌ که ‌همسرش ‌نیست، گردن ‌نهد، اصلی ‌است ‌که ‌قرآن کریم‌ آن ‌را در سه ‌مورد خلاصه‌ کرده‌ است: آشکار نساختن ‌زینت؛ عدم ‌تحریک ‌گفتاری؛ عدم‌ تحریک ‌در راه ‌رفتن ‌و حرکت.



اینکه ‌شما می‌گویید، مرحله ‌پیشرفته‌ای ‌است‌ که ‌زن‌ مسلمان ‌پیش‌ از رسیدن ‌به ‌آن ‌باید پرده‌ حجاب ‌را بدرد. یعنی پیش‌ از آنکه ‌در کنار مرد قرار گیرد، به ‌لحاظ ذهنی‌ باید به ‌سطح ‌او برسد. پیامبر اسلام(ص) گفت: «اُطْلُبُوا العِلْمِ ‌وَ لَوْ بِالصّینِ». زن ‌محجبه ‌چگونه ‌می‌تواند به ‌دانشگاه ‌بیروت‌ راه ‌یابد بی‌آنکه با مانع روبه‌رو شود و چگونه‌ انسان‌ می‌تواند در عصر برتری‌ علم، بدون دست‌یابی ‌به ‌الفبای این ‌علم، بر روی ‌پای‌ خود بایستد؟

در حجاب ‌شرعی، چنان‌که ‌قرآن ‌کریم ‌بر آن‌ تصریح ‌کرده، سخت‌گیری ‌و زیاده‌روی ‌رخ‌ نداده ‌و چشم‌ها در نگاه ‌به ‌آن ‌با پرده‌ مواجه ‌نیست. قرآن ‌از زنان خواسته ‌است ‌تا مواضع ‌زینت‌ خود یعنی ‌مو و گردن ‌و سینه ‌را آشکار نکنند و آشکار کردن‌ صورت، اشکالی ‌ندارد.


آیا همسر شما محجبه ‌است؟

حجاب ‌اسلامی ‌دارد. با این‌ حال‌ احساس ‌نمی‌کنم‌ در ادای ‌وظایفش ‌در جامعه و در برابر جامعه‌اش ‌کوتاهی کند. خواهری‌ دارم ‌که ‌در صور زندگی‌ می‌کند و قوی‌ترین ‌مؤ‌سسات ‌اجتماعی ‌را در جنوب ‌لبنان ‌مدیریت ‌می‌کند و محجبه ‌است. اما تکرار می‌کنم‌ که ‌حجاب ‌شرعی آسان‌تر از حجابی‌ است ‌که ‌ما بدان ‌عادت ‌کرده‌ایم.


اما زنان‌ رزمنده ‌که ‌جهاد آنان‌ را ناگزیر کرده ‌است ‌در حالی‌ که ‌سر و صورت ‌و چه ‌بسا، مواضع زینتشان ‌آشکار است از خانه‌ خارج ‌شوند، باید متهم ‌به ‌کفر و خروج ‌از وقار اسلامی ‌شوند؟ امینه ‌دحبور که ‌در فرودگاه ‌زوریخ‌ کار می‌کند شلواری ‌می‌پوشد که ‌جاذبه‌های ‌بدنش ‌را آشکار می‌کند، آیا او با این ‌کار از دین ‌خارج‌ شده ‌است؟

من‌ به ‌مطلبی‌ که ‌شما درباره ‌امینه‌ دحبور نوشته‌اید باور داشته‌ و هنوز باور دارم ‌که ‌عفت ‌زن محدود به ‌حفظ ‌عفت ‌فردی‌اش ‌نمی‌شود. بنابراین، ‌ سخت‌گیری‌ و دقتی‌ که ‌امروزه ‌برای‌ حفظ این عفت اعمال می‌شود نابه‌جاست. من ‌ذلت ‌زنان ‌لهستانی ‌را فراموش ‌نمی‌کنم که ‌آلمانی‌ها پس‌ از تصرف ‌سرزمینشان‌ آنان ‌را مانند گله‌های ‌گوسفند با کامیون ‌از این ‌بازداشتگاه ‌به ‌آن ‌با داشتگاه ‌منتقل‌ می‌کردند. من ‌دوست ‌دارم ‌قدرت‌ آن ‌را بیابم ‌تا همه زنان‌ ملت ‌خود را آموزش ‌نظامی‌ دهم‌ و بسیج کنم تا در کنار مردان‌ از تکرار مصیبت‌ در سرزمین ‌ما جلوگیری ‌کنند. من هر روز ‌زنان‌ کشورم ‌را به ‌این‌ کار تشویق‌ و در تمام‌ خطبه‌ها و سخنرانی‌هایم بر آن ‌تأکید می‌کنم.


هنوز این ‌سخنان ‌در سطح‌ آرزوی ‌شفاهی ‌است، اما شما که ‌از مسئولانید، چه‌ کار کرده‌اید تا سخن‌ شما تحقق ‌بیابد؟

اولاً‌در سطح‌ آگاهی‌بخشی، هیچ ‌دری‌ را نکوبیده‌‌‌ رها نمی‌کنم. در زمینه‌ حقوقی ‌به ‌زودی ‌با کمیته‌ای‌ متخصص‌ در زمینه ‌قانون ‌احوال مدنی خاص همکاری ‌خواهم‌ کرد که می‌کوشد تا جایگاه‌ حقیقی ‌زن ‌را به ‌او بازگرداند و امکان ‌فعالیت ‌او را در سطح‌ ملی ‌و قومی ‌افزون‌ بر وظیفه‌ خاص ‌او فراهم کند. کانون ‌وکلا نیز برای‌ تدوین ‌قانونی ‌مستند به ‌متون ‌فقه ‌اسلامی ‌و اجتهادات‌ تلاش‌هایی کرده‌اند. ما در عرصه اندیشیدن راه‌حل ‌برای ‌بن‌بستی‌ که ‌مسلمانان زن‌ را بدان‌ کشانده‌اند، تنها نیستیم. الازهر نیز تلاشی ‌دایمی ‌در این‌ زمینه ‌دارد.

پس با موانعی‌ که ‌در آینده‌ مسلمانانی سر راه‌تان قرار خواهند داد ‌که ‌به ‌این‌ وضع دل‌خوش ‌کرده‌اند و عرصه ‌برایشان ‌خالی ‌مانده‌ و دیری ‌است ‌اسلام ‌صحیح‌ را فراموش‌ کرده‌اند، چه‌ می‌کنید؟



‌اسلام‌ صحیح بزرگ‌ترین‌ یاور ما در برابر برخی‌ مسلمانان ‌است ‌و اوضاع سخت و حالت جهادی‌ که امت‌ ما در حال‌ گذران ‌آن‌ است، ما را به ‌آسانی ‌بر تحقق این‌ اندیشه‌ها یاری ‌خواهد کرد.



آیا به راستی‌ شما معتقدید که ‌اگر اسلام‌ صحیح با همه‌ اصول‌ و جزئیاتش اجرا ‌شود، پاسخ‌گوی نیازهای زمانه و اوضاع جهادی خواهد بود؟

‌هوشیاری ‌اسلام‌ در تحول و تکامل‌ بیش ‌از آن ‌حدی ‌است‌ که ‌شما گمان‌ برده‌اید. در فقه ‌اسلامی ‌اصل خاصی ‌داریم‌ که ‌می‌گوید: «اَلضَّروراتُ ‌الَّتی تَبیحُ ‌المَحْظُورات.»


سبحان‌الله، علم ‌نزد خداست. اما من ‌در این‌ حوزه ‌خاص ‌گمان ‌می‌کنم‌ که ‌برخی‌ مسلمانان این بازگشت به اصول‌ را نمی‌تابند و آن ‌را خروج ‌از دین‌ می‌شمارند و شما در آینده ‌با مخالفت ‌برخی کسانی ‌مواجه‌ خواهید شد که ‌شما را به ‌منصبی‌ رسانده‌اند، منصبی که ‌امکان ‌اصلاحگری ‌به ‌شما می‌دهد. به ‌زودی ‌روزی‌ خواهد رسید که ‌شما در برابر دو گزینه ‌قرار خواهید گرفت: اصول اسلام‌ و اوهام‌ مسلمانان.

من‌ می‌دانم‌ که ‌وظیفه ‌دشوار و راه‌ سختی ‌در پیش‌ رو داریم، ‌ اما چاره‌ای ‌جز بازنگری ‌در شخصیت‌ زن‌ مسلمان ‌نداریم. به ‌هر حال، ‌هر رسالتی به قربانی نیاز دارد.

و نیز نیازمند چالش‌ها؛ آیا شما برای مقابله با ‌این‌ چالش‌ها آماده‌اید؟

به ‌طور قطع ‌و با اطمینان ‌کامل ‌بله، و اگر ضرورت ‌مجبورم ‌سازد، از باب ‌عمل‌ به ‌رسالت الهی ‌که ‌امانتی‌ از سوی ‌خدا در دست ‌من‌ است، ‌وارد چالش ‌خواهم‌ شد. من در مقام رهبر یعنی کار‌شناس ‌دین، در آینده‌ چاره‌ای ‌جز برخورد با پاره‌ای ‌اوهام ‌مسلمانان ‌نخواهم ‌داشت، تا به ‌آنان ‌توضیح ‌دهم‌ و اسلام‌ صحیح ‌را اجرا کنم، زیرا من ‌بار‌ها گفته‌ام ‌که ‌هیچ‌ دینی ‌به ‌اندازه ‌اسلام زن ‌را گرامی‌ نداشته ‌است. اما مایه ‌تأسف ‌است‌ که ‌این ‌تکریم ‌به ‌مرور زمان‌ فراموش ‌شده است. آیا شما می‌دانید برای ‌مثال‌ اسلام ‌زن ‌را مجبور به ‌کار در منزل‌ نکرده ‌است ‌و زن ‌داوطلبانه‌ آن‌ را انجام ‌می‌دهد و هیچ‌کس ‌نمی‌تواند زن ‌را مجبور به ‌کار در منزل ‌کند؟ مرد باید قدر این ‌خدمت ‌را بداند و به ‌او احترام‌ بگذارد. آنچه‌ می‌گویم‌ اجتهاد شخصی‌ من‌ نیست، ‌بلکه ‌از اول ‌اسلام این ‌حکم‌ شرع‌ بوده است.

من ‌نه‌ مدافع زن ‌و نه ‌در پی‌ احقاق‌ حقوق ‌سیاسی‌ زن‌ هستم. من ‌خانه‌ام ‌را بهشت ‌خود می‌دانم، به ‌شرط‌ آن‌که ‌خودم اختیار فکرم را داشته باشم. اما دوست ‌دارم بدانم ‌آیا اسلام‌ با حکومت‌کردن زن موافق است؟

زن ‌را منع ‌نکرده است، اما این‌ کار را برای ‌زنان ‌ خوش‌ ندارد، زیرا زن ‌نقشی‌ بلند‌تر از حکومت‌کردن‌ دارد و آن‌ زادن ‌و پروردن ‌حاکم ‌است.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما: