نهادگرایی و ثبات سیاسی در فضای تازه

نهادگرایی و ثبات سیاسی در فضای تازه

دکتر ابراهیم متقی» حادثه سقوط بالگرد برخی از مقامات عالی سیاسی و راهبردی ایران بر اساس نشانه‌هایی از «ابهام امنیتی» تعریف می‌شود.
ايران و امريكا و ديپلماسي غيرمستقيم

ايران و امريكا و ديپلماسي غيرمستقيم

حسین ربیعی» مطابق ادعاها و شواهد، عرصه ميدان و ديپلماسي، هر دو هر به صورت غيرمستقيم توسط اين دو كشور و از طريق نمايندگان‌شان مديريت مي‌شود
جمعه ۰۴ خرداد ۱۴۰۳ - 2024 May 24
کد خبر: ۵۸۱۹۱
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۲

داعش چرا به پاریس رسید؟

داعش اگرچه یک گروه تروریستی است که ادعای قرائت سنتی از اسلام را دارد اما این گروهک تروریستی به شیوه ای شگفت انگیز و در حد گسترده ای از مدرنیته و مظاهر آن همچون رسانه ها و شبکه های اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود ...
تدبیر24 :جمیل میلانی - گر چه شنیدن اخبار گروه های تروریستی و کشتار انسان های بی گناه و غیرنظامی و همچنین عملیات انتحاری گاه و بیگاه آنان در باتلاق ناامن خاورمیانه عادی است اما آنچه مسلم است داعش برنامه های تخریبی فراتر از عراق و سوریه دارد به طوری که می خواهد با 'غرب' نیز درگیر شود. این بار داعش و داعشیان جایی را هدف قرار دادند که به نظر می رسد آگاهانه انتخاب کرده اند و پیامهایی را برای دنیا صادر کرده اند.
داعش چرا به پاریس رسید؟
داعش اگرچه یک گروه تروریستی است که ادعای قرائت سنتی از اسلام را دارد اما این گروهک تروریستی به شیوه ای شگفت انگیز و در حد گسترده ای از مدرنیته و مظاهر آن همچون رسانه ها و شبکه های اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند و با داشتن ریشه ای سنتی، روشی امروزی (مدرن) را برای مبارزه انتخاب کرده است. 
آنها اکنون از فیسبوک، توییتر و سایر رسانه ها و شبکه های اجتماعی در کنار شمشیر و اسلحه به عنوان ابزارهایی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

به طوری که توانسته اند با استفاده از این رسانه ها به جذب نیرو در اقصی نقاط جهان بپردازند و گروهی چندملیتی را تشکیل دهند؛ گروهی که داعیه حکمرانی بر عراق و شامات را دارد اما امروزه پا را از خاورمیانه فراتر نهاده و قاره سبز را نشانه رفته اند و در حملاتی برنامه ریزی شده و بی سابقه و البته بی رحمانه 'پاریس، عروس اروپا' را با خون رنگین کردند.

تروریسم در هر لباس و با هر ادعایی، پدیده ای شوم و نامبارک است و با هر قصد و هدفی و در هر مکانی انجام گیرد محکوم است، اما حملات اخیر داعش به اروپا و فرانسه و کشتار پاریس این سوال مهم را درپی دارد که چرا و چگونه داعش به اروپا رسیده است و آیا راهی برای مهار آن وجود دارد؟ پاسخ به سوال فوق را می توان با نگاهی به جنایت های یک سال گذشته در عراق و سوریه و مواضع کنشگران نظام بین الملل در قبال آنها دریافت و در صدر آن می توان موارد زیر را یادآور شد:
نخست این که داعش با استفاده از ابزار رسانه ای قدرتمند و نفوذ حرفه ای در شبکه های اجتماعی توانسته است از ملیت های مختلف دنیا و از جمله اروپا و فرانسه به جذب نیرو بپردازد و همین حضور ملیت های مختلف فرصتی برای داعش ایجاد کرده است که آسان تر بتواند نقاط هدف را شناسایی و به آن ها حمله کند.

دوم این که داعش توانسته است از نظر مالی و اقتصادی خود را تقویت نماید، آنها با دسترسی به چاه های نفت عراق و فروش نفت از راه های گوناگون، امپراتوری اقتصادی را ایجاد نموده اند که در نوع خود در گروه های تروریستی بی سابقه است.

سوم این که داعش بدون حمایت های مابی و تسلیحاتی از طرف کشورهایی خاص نمی تواند تا این اندازه بر نفوذ خود بیفزاید و در این بین انگشت اتهام قبل از هر هر چیز به سوی کشورهای دوست و همسو با غرب در منطقه است.

اما از همه مهمتر کارنامه داعش در یک سال گذشته و ارزیابی دیگران به ویژه دنیای غرب از این کارنامه است که نفوذ و گسترش داعش در اروپا را توجیه می نماید. شاید اگر حمایت های برخی دولت های عربی ِ خاورمیانه نبود بسیاری از گروه های تروریستی شکل نمی گرفتند و اگر هم ایجاد می شدند تا این اندازه قدرتمند نمی شدند. شاید اگر تروریسم به 'تروریسم خوب' و 'تروریسم بد' تقسیم نمی شد و از ریشه با این مشکل قاطعانه برخورد می شد، امروزه داعش نمی توانست در عراق، سوریه، لبنان و پاریس مرتکب جنایت نمی شد.

از سوی دیگر اگر روزی که داعش در عراق و سوریه حمام خون به راه انداخت و بسیاری از مردم را از تیغ گذراند و بسیاری دیگر را از خانه و کاشانه خود آواره ساخت، برخی کشورهای غربی به نظاره نمی نشستند و مبارزه عملی با داعش را در دستور کار قرار می دادند، کار به این جا نمی رسید.

اگر روزی که داعش کوبانی را محاصره کرد و زنان و مردان و کودکان بی گناه را زیر آتش رگبار گرفت و صدای کمک خواستن آنها همگان را به مبارزه با داعش می طلبید، دولت مردان برخی کشورهای غربی ساکت نمی نشستند و به جای تعریف و تمجید زبانی اقدام عملی انجام می دادند داعش همان جا و در خاک کوبانی دفن می شد.

اگر دنیا روزی ناله های زنان ایزدی را که به بردگی و کنیزی گرفته شدند، می شنید امروز ناله های مردم پاریس بلند نمی شد و صدای موسیقی در باتلاکان خاموش نمی شد و اگر مبارزه واقعی با داعش همراه و همگام با مبارزان شنگال صورت می گرفت و سقوط موصل و دیگر شهرهای عراق و سوریه توسط داعش تهدید علیه بشریت تلقی می شد بسیاری از کشتارهای بعدی در دیگر نقاط جهان توسط داعش اتفاق نمی افتاد.

اگر روزی دنیا با دیدن جنازه مظلومانه آیلان کوچولو در ساحل، به خود می آمد و آن را نه فقط مردن یک پسر بچه بلکه مرگ انسانیت بر می شمرد و در پی چاره جویی بر می آمد شاید اقدام های بعدی داعش صورت نمی گرفت. اگرهای فراوان دیگری از این قبیل را می توان برشمرد که توجه به هر کدام می توانست دنیا را از افتادن در باتلاق تروریسم و داعش نجات دهد.

اما تحقق نیافتن اگرهای فوق به معنای بی توجهی به مبارزه با تروریسم نمی باشد و لازم است یک بازنگری جدی در مبارزه عملی با تروریسم صورت گیرد و وقت آن رسیده است تقسیم بندی تروریسم به خوب و بد کنار گذاشته شود و دنیا هم صدا و متحد و به دور از نگاه های فرقه ای و ملیتی در مبارزه با تروریسم همراه و همگام شود.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظر شما: