واقعيت انتخابات تهران

واقعيت انتخابات تهران

عباس عبدی: دور دوم انتخابات مجلس در برخي شهرها به‌ويژه تهران نتايج عجيبي داشت.
روز جهاني خانواده در زمانه زوال‌گرايی

روز جهاني خانواده در زمانه زوال‌گرايی

مریم باقی : در اسناد حقوقي خانواده از حقوق ويژه برخوردار است و حتي خود تشكيل خانواده به عنوان يك حق جهاني شمرده مي‌شود
دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۳ - 2024 May 20
کد خبر: ۵۴۶۸۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۲

حکایت گوهرشادخاتون ونقش حجاب درسرنوشت کارگر فقیر

ین قدر روش های غلط و سلیقه ای در طی این سال ها در مورد ترویج حجاب استفاده شده و با شکست مواجه شده است که باعث شده تا این روحیه بین متدینین و از آن بیشتر بین...
تدبیر24: محمدحسین پور - درشاهنامه آمده است ، تهمینه در برابر رستم میگوید : کس ازپرده بیرون ندیدی مرا نه هرگز کس آوا شنیدی مرا چند روز قبل به سفارش دوست ارزشمندی به داستان دردناک اما بسیار آموزنده گوهرشاد خاتون و جوان فقیر کارگر برخوردم که نگارش آن را هرچند تکرار باشد اما خالی از لطف ندیدم آری داستان به شرح ذیل است : گوهر شاد همسرشاهرخ میرزا و یکی از زنان باحجاب بوده که همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود. او می خواست در کنار حرم امام رضا (ع) مسجدى بنا کند . 
به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش این است که فقط با وضو کار کنید و در حال کار با یکدیگر مجادله و بد زبانى نکنید و با احترام رفتار کنید. و اخلاق اسلامى و یاد خدا را رعایت کنید . او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد می‌آورند علاوه بر دستور قبلى گفت سر راه حیوانات آب و علوفه قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگین نزنید و آنها را اذیت نکنید . اما من مزد شما را دو برابر مى دهم .. 
گوهرشاد هر روز به سرکشی کارگران به مسجد میرفت؛ روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفت بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى چهره او را دید . جوان بیچاره دل از کف داد و عشق گوهرشاد صبر و طاقت از او ربود تا آنجا که بیمار شد و بیمارى او را به مرگ نزدیک کرد. چند روزی بود که به سر کار نمی رفت0 و گوهر شاد حال او را جویا شد . به او خبر دادند جوان بیمار شده لذا به عیادت او رفت..
چند روز گذشت و روز به روز حال جوان بدتر میشد. مادرش که احتمال از دست رفتن فرزند را جدى دید تصمیم گرفت جریان را به گوش ملکه گوهرشاد برساند .وگفت اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نیست. او موضوع را به گوهرشاد گفت و منتظر عکس العمل گوهرشاد بود. ملکه بعد از شنیدن این حرف با خوشرویى گفت: این که مهم نیست چرا زودتر به من نگفتید تا از ناراحتى یک بنده خدا جلوگیرى کنیم؟ و به مادرش گفت برو به پسرت بگو من براى ازدواج با تو آماده هستم ولى قبل از آن باید دو کار صورت بگیرد . یکى اینکه مهر من چهل روز اعتکاف توست در این مسجد تازه ساز . اگر قبول دارى به مسجد برو و تا چهل روز فقط نماز و عبادت خدا را به جاى آور. و شرط دیگر این است که بعد از آماده شدن تو . من باید از شوهرم طلاق بگیرم . حال اگر تو شرط را مى پذیرى کار خود را شروع کن. 

جوان عاشق وقتى پیغام گوهر شاد را شنید از این مژده درمان شد و گفت چهل روز که چیزى نیست اگر چهل سال هم بگویى حاضرم . جوان رفت و مشغول نماز در مسجد شد به امید اینکه پاداش نماز هایش ازدواج و وصال همسری زیبا بنام گوهرشاد باشد . روز چهلم گوهر شاد قاصدى فرستاد تا از حال جوان خبر بگیرد تا اگر آماده است او هم آماده طلاق باشد . قاصد به جوان گفت فردا چهل روز تو تمام مى شود و ملکه منتظر است تا اگر تو آماده هستى او هم شرط خود را انجام دهد . جوان عاشق که ابتدا با عشق گوهرشاد به نماز پرداخته و حالا پس از چهل روز حلاوت نماز کام او را شیرین کرده بود جواب داد : به گوهر شاد خانم بگوید اولا از شما ممنونم و دوم اینکه من دیگر نیازى به ازدواج با شما ندارم. قاصد گفت منظورت چیست؟ مگر تو عاشق گوهرشاد نبودى ؟؟ جوان گفت آنوقت که عشق گوهرشاد من را بیمار و بى تاب کرد هنوز با معشوق حقیقى آشنا نشده بودم ، ولى اکنون دلم به عشق خدا مى طپد و جز او معشوقى نمى خواهم . من با خدا مانوس شدم و فقط با او آرام میگیرم. اما از گوهر شاد هم ممنون هستم که مرا با خداوند آشنا کرد و او باعت شد تا معشوق حقیقى را پیدا کنم . . و آن جوان شد اولین پیش نماز مسجد گوهر شاد و کم کم مطالعات و درسش را ادامه داد و شد یک فقیه کامل و او کسی نیست جز آیت اله شیخ محمد صادق همدانی.
اما رفتارهای سلیقه ای مسئولین مختلف و مردم باعث شده تا فلسفه حقیقی حجاب برای افراد متعدد در جامعه قابل درک و فهم نباشد. 
این قدر روش های غلط و سلیقه ای در طی این سال ها در مورد ترویج حجاب استفاده شده و با شکست مواجه شده است که باعث شده تا این روحیه بین متدینین و از آن بیشتر بین متولیان فرهنگی در حال گسترش است که نمی توان درباره حجاب کاری کرد. اما مسئله اینجاست که باید روش ها را اصلاح کرد از کارهای کلیشه ای، تذکرات بدون برنامه و معیار، تصویب فلان قانون، رفتارهای انتظامی با حجاب پرهیز کرد، این فعالیت های تکراری جواب نمی دهد. باید مسئولین دست اندرکار این حوزه با انجام کار کارشناسی و آسیب شناسی بعد ازآن الگوی مناسبی ازفرهنگ اسلامی ایرانی که ریشه تاریخی درکشور ما دارد ارائه بدهند ومسئله حجاب را از مدارس جا بندازند تا جوانان عزیزمان دربرداشت از معنای واقعی حجاب دچار توهم و دوگانگی نشوند . 

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مینو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۱
0
0
با سلام مطلب بسیار زیبا بود . احسنت برشما دوست عزیز امیدوارم همه از شما و مانند شما یاد بگیرند . الهی همیشه خوب و سرزنده باشید .
نظر شما: